هراس شيعيان : خبر بازداشت امام بسرعت در محافل اسلامى پخش شد و موجى از نگرانى و خشم بر ضد عباسيان برانگيخت ، شيعيان كه به امامت حضرت گردن نهاده بودند هراسناك گشتند زيرا خبردار شده بودند كه مستعين عزم به شهادت رساندن حضرت را دارد و به سعيد حاجب دستور داده است امام را به طرف كوفه ببرد و در ميان راه به قتل برساند .
محمّد بن عبد اللّه و هيثم بن سبابه به امام نوشتند : « خداوند ما را فدايتان گرداند ! خبرى نگرانكننده به ما رسيده و ما را غمگين كرده است ؛ به ما خبر رسيده كه . . . » .
امام ترس و نگرانى آنان را بر طرف كرد و بدانان نويد داد كه بر حضرتش هراسان نباشند و مژده داد كه دشمن حق ستيزش به زودى يعنى پس از سه روز از خلافت خلع خواهد شد همانگونه كه امام پيشگويى كرده بودند مستعين را سه روز بعد بر كنار كردند « 1 » .
مانند همين ماجرا را عمرو بن محمّد بن ريان چنين نقل مىكند :
« بر ابو احمد بن عبد اللّه بن طاهر داخل شدم و در برابرش نامهاى از امام حسن عسكرى - عليه السّلام - ديدم كه در آن نوشته بود : دربارهء اين طاغى - مستعين - از خداوند فرج خواستم و او سه روز بعد او را فرو گرفت ، همانطور كه خواهيم گفت ، سه روز بعد تركان او را خلع كردند » « 2 » .
خلع مستعين : پايان اين طاغوت زيانى آشكار بود . تركان از او روگردان شدند و از او ترسيدند و بر آن شدند كه او را خلع كنند . از او كه قصد بغداد كرده بود
هامش
( 1 ) - مهج الدعوات ، ص 273 . نقل از كتاب « الاوصياء » نوشته مرد سعادتمند على بن محمّد بن زياد صيمرى كه همراه و قائم به خدمت امام هادى و عسكرى - عليهما السّلام - بود . نسخهاى از كتاب نزد سيد بن طاووس مؤلف مهج الدعوات بوده است .
( 2 ) - الغيبة / شيخ طوسى ، ص 132 .