را به كنار گذارد و چون غلامان گيسوانش را كوتاه كند ليكن او مخالفت كرد و بر اثر همين مخالفت متوكل او را طلاق داد « 1 » اين ماجرا زبانزد مردم گشت اما او توجهى بدان نداشت و اعتنايى به ايرادهايى كه متوجه او مىشد نمىكرد .
خود بزرگبينى : يكى ديگر از ويژگيهاى متوكل تكبر ، خودخواهى و خود بزرگبينى او خصوصا پس از استحكام پايههاى خلافت و در اختيار گرفتن زمام آن بود كه طغيان كرد و به ناحق بر مردم بزرگى فروخت « 2 » . يكى از نمونههاى خودخواهى او تحقير امير الشعراى دربار « بحترى » بود كه همه توان و خلاقيت ادبى خود را براى استوار كردن اركان خلافت متوكل به كار گرفته بود .
پاسخ اين جاننثارى آن بود كه متوكل از ابو العنبس خواست بر او بتازد و شرف او را لكهدار كند . بحترى متوارى شد و دنيا بر او تنگ گشت تا آنكه گفت :
« دانش گم و ادب تباه شد » « 3 » .
دشمنى با علويان : دشمنى سخت و كينه شديد نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت جان متوكل را فرسوده نموده بود و از خشم نسبت به آنان آتش گرفته خود را وقف ستم و شكنجه نسبت به آنان كرده بود علويان در زمان او مصائبى را متحمل شدند كه در عهد هيچيك از خلفاى ستمگر پيشين نديده بودند .
علويان را در محاصرهء اقتصادى قرار داد و رسما هر نوع احسان و نيكى در حق آنان را منع كرد و متخلفان را به سختى كيفر مىداد « 4 » . مردم نيز از ترس كيفرهاى طاغوت عباسى از هر نوع كمك و يارى به آنان خوددارى مىكردند .
دنيا بر علويان تنگ و شرايط سخت گشت ، فقر و تهيدستى آنان به حدى رسيد
هامش
( 1 ) - مرآة الزمان ، ج 6 ، ص 169 .
( 2 ) - عيون التواريخ ، ج 6 ، ص 170 .
( 3 ) - اخبار البحترى / صولى ، ص 89 .
( 4 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 597 .