اطرافيان نيز با اهداى كنيزكان نمكين و شرابهاى كهنه كه مورد علاقه خليفه بودند به او نزديك مىشدند و در او نفوذ مىكردند . فتح بن خاقان پس از بهبودى خليفه از بيمارى ، كنيزى بسيار زيبا و جامى از طلا و سبويى شراب كه مانند آن ديده نشده بود همراه با ابيات زير به عنوان هديه تقديم او كرد ! :
« هنگامى كه خليفه از خوردن دارو بىنياز شد و سلامت و تندرستى خود را بازيافت او را دارويى جز نوشيدن جامى از اين سبو و برداشتن پرده بكارت كنيز هديهشدهء به او نيست . كه اين كار پس از آن داروها مفيد است ! » .
متوكل آن را پسنديد و جالب يافت . يوحنا بن ماسويه ، طبيب خاص خليفه كه حضور داشت گفت :
« اى امير المؤمنين ! به خدا قسم فتح از من به پزشكى داناتر است پس با گفتهاش مخالفت مكن ! » « 1 » .
زنبارگى : متوكل شيفته فعاليت جنسى بود . مورخان گفتهاند كه او پنج هزار كنيز مخصوص داشت و گفتهاند كه با همه آنان نزديكى كرده بود ! بردهاى مىگفت : به خدا قسم مىخورم ، اگر متوكل كشته نمىشد از كثرت آميزش زنده نمىماند و هلاك مىشد « 2 » .
شيفتگى به كنيزان : يكى ديگر از خصوصيات بارز متوكل دلبستگى به كنيزان نمكين و گفتگو با آنان بود . او را كنيزى بود « قبيحه » نام كه دلباختهاش بود و در اين باب به على بن جهم گفت :
بر قبيحه داخل شدم ديدم كه نامم را با عنبر بر گونهاش نگاشته است . به
هامش
( 1 ) - دائرة المعارف القرن العشرين ، ج 10 ، ص 964 :اذا خرج الامام من الدواء * و اعقب بالسلامة و الشفاءفليس له دواء غير شرب * بهذا الجام من هذا الطلاءو فض الخاتم المهدى اليه * فهذا صالح بعد الدواء( 2 ) - مرآة الزمان ، ج 6 ، ص 69 .