انتخاب كرده بود كه خود را به امير المؤمنين - كه نفس و جان رسول اللّه بود و منزلهاش نزد او چون هارون براى موسى به شمار مىرفت - مانند كرده و حركات حضرت را تقليد مىكرد . اين رفتار شرمآور خون فرزند غيور و شجاع متوكل « منتصر » را به جوش آورد و اين حركت را محكوم كرد و يكى از اسباب كشتن پدرش همين رفتار شنيع بود .
ويران كردن مرقد امام حسين - عليه السّلام - : رفت و آمد طبقات مختلف مردم بر سر قبر ريحانهء رسول خدا و آقاى جوانان بهشت ، امام حسين - عليه السّلام - و ازدحام آنان در آنجا بدون توجه به اختلافات گوناگون ، قلب پركين متوكل را آتش مىزد زيرا در همان حال گورهاى عباسيان به زبالهدانى بدل شده و جايگاه درندگان و ددان بود و از ستمگرى آنان و خودكامگى نسبت به امور مسلمين حكايتها داشت .
مورّخان سبب اقدام متوكل بر ويران كردن مرقد سيد الشهدا - عليه السّلام - را چنين نقل كردهاند كه : يكى از خنياگران زن ، كنيزان خود را قبل از آنكه متوكل به خلافت برسد نزد او مىفرستاد تا هنگام شرابخوارى برايش بخوانند هنگامى كه به خلافت رسيد پيكى سراغ آن زن فرستاد تا برايش خوانندهاى روانه كند . ليكن به دو خبر دادند كه از شهر خارج شده است . آن زن كه به زيارت مرقد امام حسين رفته بود اين خبر را دريافت و به سرعت خود را به بغداد رساند و يكى از كنيزان مورد علاقه متوكل را نزد او فرستاد خليفه از او پرسيد :
كجا بوديد ؟
- همراه بانويمان به حج رفته بوديم .
اين سفر در ماه شعبان بود لذا متوكل متعجب شد و پرسيد :
- ماه شعبان كجا به حج رفته بوديد ؟ ! .
- به سوى قبر حسين . . .
رگهاى گردنش متورم شد و خون به چهرهاش دويد و با خشم دستور داد
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٤٤