مأمون در روز « شعانين » كه از عيدهاى مسيحيان بود خارج شد در همان حال بيست كنيز رومى با ديباهاى رومى ، زنار به كمر بسته ، صليب زرين به گردن آويخته و شاخههاى نخل و زيتون در دست در برابرش ظاهر شدند ، پس ابيات زيرا را انشاء كرد :
« آهوانى به درخشندگى طلا ، چهرههاى نمكين ، در كوشكها ، عيد شعانين آنان را با زنارهايشان بر ما آشكار ساخته است . زلفهاى خود را بر بناگوش چون دم پرندگان تابيدهاند و با كمرهايى به باريكى ميان زنبورها پيش آمدهاند » « 1 » .
اما متوكل كه معاصر امام حسن عسكرى - عليه السّلام - بود در شهوترانى حل شده بود و از زنبارهترين خلفاى عباسى به شمار مىرفت و ما به زودى از اين پديده و ديگر جلوههاى زندگى او در بخشهاى آينده سخن خواهيم گفت .
در اينجا بحث از روزگار امام - عليه السّلام - را كه جنبههاى زيادى از آن را بيان كرديم به پايان مىبريم .
هامش
( 1 ) - الالحان / عبد الرحمن صدقى ، ص 298 :ظباء كالدنانير * ملاح في المقاصيرجلاهن الشعانين * علينا في الزنانيرو قد زرفن اصداغا * كأذناب الزرازيرو اقبلن بأوساط * كأوساط الزنابير