تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
شهوت ، مهدى را تا آن حد تنزل داده بود كه اين كنيزك آوازه‌خوان را شايسته‌تر از خود به خلافت و سرورى مىداند ! . كدام پرده‌درى و بىحرمتى از اين بالاتر و چه ضايعه‌اى بيشتر از آنكه كسى چون مهدى ، حاكم بر مسلمانان باشد ؟ ! هارون الرشيد نيز از مشهورترين خلفاى عباسى در لهو و شادكامى بود و شبهاى او با انواع نوازندگى ، خوانندگى ، رقص و آواز و شراب‌خوارى همراه بود . او شيفتهء كنيزكى به نام « ذات الخال » بود . روزى براى اين كنيزك سوگند خورد كه هر خواسته‌اى داشته باشد برآورده خواهد شد . او نيز درخواست كرد سرپرستى امور جنگ و گردآورى خراج در فارس به مردى كه مورد نظرش بود به مدت هفت سال واگذار شود . هارون چنين كرد و منشور ولايت او را نوشت و با ولى عهد خود شرط كرد كه اگر عمرش كفاف نداد آن مرد را تا همان مدت تعيين شده بر سر كار نگهدارد « 1 » . مأمون هم - كه مىگويند در زندگى خود ميانه رو بود - بيشتر شبهاى خود را صرف شادكامى و بىشرمى كرد . او شيفته كنيزكى بود به نام « عريب » و در باره‌اش ابيات زير را سروده بود . « من مأمون پادشاه بزرگ هستم و دلباخته تو مىباشم . آيا مىپسندى بر اثر عشقت بميرم و مردم بدون امام بمانند ؟ ! » « 2 » .
هامش
و غدت ففاح البيت * من ريحك بالعنبرفلا و اللّه ما المهدى * اولى منك بالمنبرفإن شئت ففى كفّك * خلع ابن ابى جعفر( 1 ) - الاغانى ، ج 19 ، ص 116 . ( 2 ) - محاضرة الابرار ، ج 1 ، ص 126 :انا المأمون و الملك الهمام * على انى بحبك مستهامأ ترضى ان اموت عليك و جدا * و يبقى الناس ليس لهم امام
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 235 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسن اسلامى