خود مىكرد - استمرار حركتهاى پيكارگرانه و شورشهاى گوناگون بر ضد آن بود ؛ ملتهاى اسلامى دست به انقلابهاى متعددى عليه حكومت زدند كه هدف آن رهايى از يوغ بندگى و ستمگرى عباسيان بود . براى بيان عدم ثبات سياسى در آن زمان و نابسامانى عامه و عدم امنيت عمومى موارد چندى از اين انقلابها را نام مىبريم :
قيام شهيد يحيى : يحيى بن عمر طالبى براى تحقق عدالت اجتماعى و تقسيم فىء و غنائم ميان ضعيفان و تهيدستان ، پرچم انقلاب بر ضد حكومت عباسى را برافراشت . به سبب نيكنفسى او و آرمان والايش يعنى بالا بردن سطح زندگى عامه ، محرومان به گردش جمع شدند و عامه و خاصه تن به رهبرى او دادند . يحيى كوفه را به چنگ آورد و مظلومان و ستمديدگان را از زندانهاى شهر آزاد كرد . عباسيان پس از نبردى بر او دست يافتند و او را كشتند و سر مباركش را نزد محمّد بن عبد اللّه بن طاهر ، يكى از جلادان آن روزگار بردند . او نيز آن را به عنوان هديه نزد طاغوت عباسى « مستعين » فرستاد و خليفه دستور داد آن را در سامرّاء نصب كنند تا عبرتى باشد براى هر آنكه در انديشه قيام است .
فرصت طلبان به تهنيت ابن طاهر رفتند تا او را بر اين پيروزى تبريك گويند .
ابو هاشم جعفرى ، شاعر متعهد علوى نيز وارد شد و خطاب به او گفت :
« اى امير ! تو را به كشتن مردى تبريك مىگويند كه اگر پيامبر - عليه السّلام - زنده بود به او تسليت مىگفتند . . . » .
همگان خاموش شدند و ابن طاهر آرزو كرد زمين دهان باز كند و او را فرو برد . سپس ابو هاشم برخاست و ابيات زير را سرود :
« اى بنى طاهر ! اين گوشت وبايى را بخوريد ، كه گوشت پيامبر ناگوار است ، خونى كه خداوند خواهان آنست هرگز فراموش نمىشود و انتقام آن گرفته مىشود » « 1 » .
هامش
( 1 ) -يا بنى طاهر كلوه وبيا * ان لحم النبى غير مرى-