نزديكتر است » .
معنى شعر آنست كه عباسيان حتى به مقدار سد رمق و حفظ جان ، قوت و غذايى در اختيار علويان قرار نمىدادند و فقر را گذاشته بودند تن آنان را فرتوت كند . برخى منابع مىگويند كه علويان آن قدر در زمان طاغوت عباسى ، متوكل محنت كشيدند كه از تلخى و زشتى قابل گفتن نيست . كار تا بدانجا رسيده بود كه گروهى از علويان تنها يك عبا داشتند و هر وقت مردى علوى يا زنى از علويان قصد خارج شدن از خانهاش را داشت آن را مىپوشيد . مردم نيز از ترس مجازات نيروهاى متجاوز عباسى ، جرأت ارتباط و كمكرسانى به آنان را نداشتند .
محمّد بن صالح الحسين ابراهيم بن مدبر به خواستگارى دختر عيسى بن موسى الجرمى رفت ليكن پاسخ منفى شنيد و عيسى به دو گفت : « به خدا دروغ نمىگويم تو را بخاطر نشناختن نسب رد نمىكنم چونكه نسبى شريفتر و بالاتر از آن نمىشناسم و افتخارى است براى آنكه بدين وصلت تن دهد . اما بر جان و مال خود از متوكل و فرزندش پس از او بيمناكم » .
محمّد در ابياتى كه سرود به همين مطلب است كه اشاره مىكند :
« به خواستگارى نزد عيسى بن موسى رفتم اما مرا رد كرد پناه بر خدا از اين والى تندخو و بدگوار . عيسى مرا جواب كرد ولى مىدانست كه من زادهء دخت مصطفى و برگرفته از آن درخت تناور ريشهدار هستم علاوه بر حق فرزندى ما را حق بيعتى است كه پيامبر خدا براى برادر و همتاى خود گرفت » « 1 » .
مسلمانان از ارتباط با امامان و حتى سلام كردن با آنان خوددارى
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 604 :خطبت الى عيسى بن موسى فردنى * فلله و الى مرة و عتيقهالقد ردنى عيسى و يعلم اننى * سليل بنات المصطفى و عريقهاو ان لنا بعد الولادة بيعة * بنى الاله صنوها و شقيقها