يافتند تا آنكه در زمان مأمون تعدادشان به سى و سه هزار تن رسيد « 1 » . و اين گروه بدون اينكه از امتياز خاصى برخوردار باشند كه آنان را بر ساير مسلمانان برترى بخشد ، اموال دولت و بيت المال مسلمين را دارايى شخصى خود تلقى كرده و در همان حالى كه اكثريت عظيم ملتهاى اسلامى در چنگال فقر دست و پا مىزدند ، شيرهء جان آنان را خرج لهو و لعب خود كرده و به تشكيل حرمسراهاى گوناگون دست مىزدند ! .
بخششهاى سنگين به كنيزكان
خليفههاى عباسى در بخشش به كنيزان و خنياگران حد و مرزى قائل نبودند . هارون الرشيد به كنيزش « دنانير » گردنبندى بخشيد كه سى هزار دينار بهاى آن بود « 2 » ! مقتدر نيز به يكى از نديمهها و كنيزان محبوب خود مرواريدى بىنظير بخشيد كه وزن آن سه مثقال بود « 3 » . ابو الفرج اصفهانى نقل مىكند كه حمويه براى كنيزش كه خالى بر گونه داشت از يكى از جواهرفروشان لباسى زربافت و زيورآلاتى كه دوازده ميليون دينار ارزش داشت به كرايه گرفت !
هارون الرشيد او را در آن هيئت و زينت ديد و شگفتزده از جواهرات پرسش كرد . گفته شد كه آنها كرايهاى هستند پس خليفه دستور داد آنها را بخرند و به كنيزك ببخشند « 4 » مقتدر نيز اموال و پولهايى را مىخواست و آنها را تلف مىكرد و به عبث به زنان و كنيزان بخشش مىكرد « 5 » . متوكل كنيزى
هامش
( 1 ) - الكامل في التاريخ ، ج 6 ، ص 319 .
( 2 ) - المستظرف من اخبار الجوارى / صلاح الدين ، ص 28 .
( 3 ) - تاريخ الخلفاء / سيوطى ، ص 384 .
( 4 ) - الاغانى ، ج 16 ، ص 226 .
( 5 ) - سمط النجوم العوالى ، ج 3 ، ص 354 .