و على بن عيسى را بجاى او گماشت و او بزرگان شهر را بكشت و اموالى هنگفت فراهم كرد و ده هزار هميان حريرباف كه در آنها ده ميليون درهم بود براى هارون الرشيد فرستاد « 1 » .
يحيى بن سعيد نيز از طرف هارون بر موصل والى بود و آنان را دچار مصائب زيادى كرد . خراج سالهاى پيشين را درخواست كرد و اكثر آنان را تازيانه زد « 2 » .
شريعت اسلامى حاكمان را بر آن مىدارد تا با مهر و محبت با مردم رفتار كنند و براى جمعآورى خراج و صدقات كسى را در تنگنا قرار ندهند و زندگى اقتصادى آنان را بهبود بخشند ليكن اكثر خليفههاى بنى عباس رويّهء ديگرى در پيش گرفتند و بىتوجه به دستور اسلام براى جمعآورى خراج به سياست سركوب و ارعاب متوسل شدند .
خراج سنگين
سنگينى خراج و ماليات ، پديدهء آشكارى ميان عاملان حكومت عباسى بود . آنان بيش از آنچه بايد از مردم مىگرفتند تا بخشى را براى خود نگهدارند .
هنگامى كه ابو عبد اللّه بن يسار از طرف مهدى به وزارت گماشته شد بر نخل و ديگر درختان ماليات وضع كرد و پس از او نيز اين سنت پايدار ماند « 3 » .
اهل مصر در زمينه خراج بيش از ديگران رنج و محنت كشيدند و مصيبت ديدند . حاكم آنجا موسى بن مصعب بر زمينى دو برابر آنچه قرار كرده بود ماليات گذاشت و بر بازاريان و چهارپايان نيز مالياتهايى وضع كرد و در قضاوتهايش به رشوهگيرى پرداخت . يكى از شاعران معاصرش او را طى ابيات
هامش
( 1 ) - الوزراء و الكتاب ، 268 .
( 2 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 268 .
( 3 ) - الفخرى ، ص 164 .