نمىتوان فروخت و تنها همان مقدار كه مالك ، صاحب آنست مىتوان از او خريدارى كرد » « 1 » .
انسان تنها مىتواند دارايى خود را بفروشد ليكن فروش آنچه كه تحت ملكيت آدمى نيست باطل است . لذا فقها گفتهاند : « بيع صورت نمىگيرد جز در آنچه ملك آدمى است » و چون فروشنده در اين مسأله تمامى روستا را فروخته ، تنها معامله در مايملك او درست و بقيه باطل است و خريدار اگر بداند ، حق فسخ دارد .
12 - محمّد بن حسن ( صفار ) به امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نوشت :
« مردى شخصى را شاهد گرفت كه دو قطعه زمين خود را به ديگرى فروخته است ليكن حدود آنها را به شاهد نگفت و فقط گفت : اگر حدود آنها را به تو گفتند تو نيز گواهى بده . آيا گواه مىتواند در اين صورت شهادت بدهد ؟ » .
حضرت پاسخ داد : « آرى ، جايز است و الحمد للّه » « 2 » .
اين پاسخ يكى از نمونههاى زيباى « گزيده گويى چون در است » كه وافى به مقصود مىباشد .
13 - محمّد بن حسن صفار - رحمة اللّه عليه - به امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نوشت : « مردى كسى را گواه فروش زمين خود قرار مىدهد ليكن حدود آن را به او نمىگويد . سپس گروهى از همان روستا شهادت مىدهند كه حدود زمين فروخته شده ، چنين و چنان است . آيا شاهد مىتواند به قول و شهادت آنان اعتماد كند و به حدود آن زمين گواهى دهد يا آنكه نمىتواند زيرا فروشنده به او حدود را نگفته و تنها از او خواسته است كه پس از شهادت بر حدود ، اصل فروش را تأييد كند ؟ » .
هامش
( 1 ) - التهذيب ، ج 2 ، ص 159 و من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 153 .
( 2 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 153 .