بما بنويس ، پسر عبد اللَّه . ( 1 ) پيامبر خدا ( ص ) به من امر كرد كه لفظ رسول اللَّه را محو كنم و من محو كردم و نوشتم : پسر عبد اللَّه . و پيمانى را براى مدتى بر معاويه نوشتم ، از على امير مؤمنان بسوى معاويه فرزند ابو سفيان و عمر و فرزند عاص و ساير ناكثين ( پيمانشكنها ) در جواب نوشتند كه اگر ترا امير مؤمنان مىدانستيم با تو نمىجنگيديم ، براى ما بنويس از على بن ابى طالب تا به تو جواب دهيم و من امير المؤمنين را محو نمودم و ابن ابى طالب نوشتم همانطور كه رسول خدا محو كرد و نوشت .
اگر چنان كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
و رسول اللَّه را با محو كردن لغو ميدانيد و او را برقرار نمىشناسيد ، مرا هم لغو دانسته و برقرار ننمائيد . اما اگر او را برقرار دانستيد ، خدا فرموده ( آنچه پيامبر براى شما آورده بگيريد و آنچه كه از او نهى نموده بپرهيزيد » و نيز فرموده « به حقيقت براى شما در باره رسول خدا ( ص ) تأسى خوبى است » و من هم از رسول خدا پيروى نمودم گفتند راست گفتى : اين دليل در برابر اين دليل ما است .
فرمود : اما گفتار شما كه من در روز بصره آنچه را لشكر بدست آورده بود و ميان شما قسمت نمودم و خونها را حلال نمودم ، و شما را از زنها و بچهها محروم ساختم .
هنگامى كه بر اهل بصره پيروز شدم و در حالى كه آنها ادعاى اسلام مىكردند بر آنها منت گذاشتم ، همانطور كه رسول خدا ( ص ) بر اهل مكه كه مشرك بودند در هنگام پيروزى منت گذاشت . فرزندان آنها بر فطرت متولد شدهاند پيش از آن كه آنان بسبب دينشان جدا شوند و اگر آنان بر ما تجاوز كنند بسبب گناهانشان مؤاخذه مىنمائيم و ما كودكان را بسبب گناه بزرگان مؤاخذه نمىكنيم ، بحقيقت خدا در در كتاب خود فرموده :
« هر كه خيانت كند روز قيامت با او خواهد آمد » و رسول خدا فرمود : اگر