هر دو تحريف است اما اين كجا و آن كجا ؟
تحريفهاى سيف نيز به دو كلمه عبد الله سبأ و سبئيه اختصاص ندارد ، بلكه وى كلمات زيادى را در تاريخ اسلام تحريف و تبديل نموده است چنان كه ما قسمت زيادى از آنها را در تأليفات خود آوردهايم . و غير از سيف نيز كسان ديگرى تحريفاتى در فرهنگ اسلام به وجود آوردهاند « 1 » ، ولى تحريفات و جعليات سيف با جعل و تحريف ديگران تفاوت فراوان دارد مانند اين كه شايد ديگران كلمه و يا مطلبى را اشتباهاً و يا ندانسته تحريف كنند و يا حقيقتى را نفهميده تغيير دهند ، ولى سيف هميشه عمداً و بر مبناى انگيزه و هدف خاصّى دست به عمل تحريف و جعل مىزند و منظور وى از اين عمل خطرناكش آلوده ساختن تاريخ صحيح اسلام و به هم ريختن شالوده و اساس آن است به سبب زندقهء او و انگيزهء ديگر وى در اين عمل تعصب شديد قبيلگى وى مىباشد . تفاوت ديگر اين كه : وى به نفع خلفا و ديگر قدرتمندان و مطابق ميل و خواستهء عموم مردم ، تاريخ اسلام را تحريف مىكند و به جعل و سازندگى دست مىزند و بدين وسيله توانسته است در تمام ادوار و اعصار رواج و رونق بيشترى به بازار اكاذيب و افسانههاى خويش ببخشد و با پيش گرفتن همين رويه است كه :
اولًا ) روايات سيف در ميان صاحبان زور و حكومتهاى وقت بازار گرم و طرفداران داغ و نيرومندى پيدا كرده و در ميان مردم از رواج و انتشار و استقبال بيشترى برخوردار بوده است .
ثانياً ) جعليات سيف در بارهء سبئيه بر علما و دانشمندان پوشيده و ناشناخته مانده
هامش
( 1 ) . ابن جوزى در كتاب موضوعات خود 1 / 37 - 38 ميگويد ابن ابى العوجاء ملحد پسر خوانده و تربيت شدهء حماد بن سلمه بود وى حديثهاى دروغ ميساخت و آنها را به زيركى و از راه دزدى به كتاب حماد وارد ميكرد و چون محمّد بن سليمان استاندار كوفه او را دستگير نمود ، و دستور داد گردن او را بزنند و چون مرگ خود را حتمى ديد با صراحت گفت به خدا سوگند من چهارهزار حديث را پيش خود ساختم و آنها را با احاديث صحيح شما آميختم .
ابن جوزى سپس اضافه مىكند كه اين زنديقها كارشان اين بود كه روايت ميساختند و به كتب علماى حديث وارد مينمودند ، علما نيز به گمان اين كه اين حديثها از خودشان مىباشد همه آنها را در ضمن روايات خودشان نقل ميكردند .