آغاز كردند و در تمام نقاط و شهرهاى اسلامى با قساوت و بىرحمى رفتار نمودند و اجحاف و تعدّى را بر مال و جان مسلمانان از حدّ گذرانيدند ، ظلم و خيانت و سختگيرى را به اوج رسانيدند ، تا آن كه مسلمانان از تعدّيات بن حدّ فرمانداران خودكامه و ستمگر بنى اميه به ستوه آمدند در اين وقت بود كه نامداران قريش مانند امالمؤمنين عايشه ، طلحه ، زبير ، عمرو عاص و ديگران مردم را رهبرى كردند تا عليه بنى اميه شوريدند ، و از هر سو به طرف مدينه مركز اسلامى روى آوردند ، تا بالاخره عثمان خليفهء اموى را در مدينه در ميان خانهاش به قتل رسانيدند ، در اثر كشته شدن عثمان بين بنى اميه كه خود يك تيره از قريش بودند با ساير تيرههاى قريش اختلافى شديد پديد آمد و بدين گونه سبب از قدرت و تسلّط قريش بر مسلمانان كاسته شد ، و براى اوّلين بار پس از وفات پيامبر مسلمانان صاحب اختيار خود شدند ، و زمام امورشان را از دست قريش گرفتند ، در اين زمان بود كه مسلمانان بىهيچ مانعى يك دل و يك زبان رو به سوى على آوردند ، با عشق و زغبت تمام ، او را براى حكومت بر مسلمانان اختيار كردند ، و با اصرار زياد همگى دست بيعت به او دادند ، و زمان امورشان را به دست با كفايت وى سپردند .
على حكومت خويش را بر پايهء قوانين اسلام بنيان گزارد ، و منشور برادرى و برابرى را در ميان عموم مسلمانان اعلان و ابلاغ كرد ، و در ميان آنان با عدالت حكومت نمود ، بيت المال را در ميانشان يكسان و به طور مساوى تقسيم كرد ، افراد لايق و برازنده و شايستهء انصار را كه در حومتهاى پيشين از كار بر كنار بودند بر روى كار آورد ، و در شهرها و مراكز اسلامى به سمت فرماندارى و استاندارى برگزيد ، مثلًا : عثمان بن حنيف را بر بصره ، و برادرش سهل را بر مدينه ، قيس بن سعد بن عباده را بر مصر ، و در هنگام مسافرتش به شام ابو مسعود انصارى را به جاى خود در كوفه و مالك اشتر سبئى را در جزيره و اطراف آن به ست ولايت و فرماندارى انتخاب نمود . « 1 » با اين روش حكومت ، على ، قلم بطلان بر همهء امتيازاتى كه قريش در طول حكومتهاى سابق كسب كرده بودند كشيد .
اين بود كه قريش سياست على را نپسنديد و بر عليه وى شورش گستردهاى را به پا
هامش
( 1 ) . ابن اثير در تاريخ خود ، ج 3 ، ص 334 در فصل فرماندهان امير مؤمنان ( ع ) در سال ( 40 ه - ) ميگويد : والى و فرماندار على در مدينه ابو ابوب انصارى و بنا به عقيدهء بعضى از تاريخ نويسان سهل بن حنيف بود .