تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
هم‌پيمان خود ناميده مىشدند بدين‌گونه كه ( سبئه وقحطانيه و يمانيه ) نه تنها در قبايل منسوب به سبأ بن يشجب ، بلكه بر ديگر قبايل هم‌پيمان آنان مانند قبيلهء ربيعه استعمال مىشده است ، و همچنان ( عرنانيه ، مضريه و نزاريه ) نيز در قبايل منسوب به مضربن نزار و هم‌پيمانان‌شان به كار رفته است .

سبئيه بعد از اسلام

بعد از ظهور اسلام شعبه و تيره‌اى از هر دو قبيله در مدينه گرد آمدند و تحت زعامت و سرپرستى رسول خدا ( ص ) نخستين ملّت و جامعهء اسلامى را به وجود آوردند سبئيان و يا قحطانيان كه از يمن پيش از آن به مدينه آمده بودند و اهل خود مدينه بودند « انصار » ناميده شدند و عدنانيان نيز كه از مكّه و شهرها و آبادىهاى ديگر پس از هجرت پيامبر به مدينه آمده بودند « مهاجر » نام يافتند و گاهى در ميان اين دو گروه اختلاف و برخوردى به وجود مىآمد . اوّلين برخورد و اختلافى كه در اسلام بين افراد اين دو گروه يعنى قحطانيان كه از قبايل سبائيه بودند و عدنانىها و يا به عبارت ديگر بين مهاجر و انصار به وقوع پيوست در جنگ « بنى المصطلق « بر سر آب « مريسيع » بود كه يك نفر از كارگران مهاجرين با يك نفر از كارگران انصار بر سر آب كشيدن از چاه اختلاف و درگيرى پيدا كردند و كارگر مهاجر با صداى بلند بانگ زد : يا للمهاجرين ! گروه مهاجر كمك ! و كارگر انصارى نيز فرياد زد يا للانصار ! اى گروه انصار به دادم برسيد ! بدين‌گونه دو گروه مهاجر و انصار در برابر هم قرار گرفتند و نزديك بود كه يك فتنهء عظيم و آشوب بزرگى به پا خيزد ، در اين موقع عبد الله بن ابى رئيس منافقين از فرصت استفاده كرد و براى تشديد اختلاف و تحريك مردم عليه يكديگر گفت : « اگر به مدينه برگرديم صاحبان عزّت و قدرت يعنى ( انصار ) ذليل‌ها را يعنى ( مهاجرين ) را با خوارى و ذلّت از مدينه بيرون خواهند كرد . « 1 » رسول خدا ( ص ) در اين موقع دستور كوچ كردن داد و همى راند تا وقت نماز فرود
هامش
( 1 ) . اين داستان در سوره منافق چنين آمده است «يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ» - سورةالمنافقون - 63 / 8 .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 828 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا