تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
قرار گرفته بودند و از زمان على ( ع ) تا دوران حكومت بنى اميّه هميشه با حكومت‌هاى ستمگر وقت علناً مخالفت مىروزيدند ، مخصوصاً با حكومت خاندان اميّه - كه سيف شخصاً طرفدار اين حكومت بود - به مبارزه برمىخواستند و اين قبايل سبئى درست بر خلاف عدنانىها معتقد بودند كه رسول خدا ( ص ) على بن ابى طالب ( ع ) را براى خود وصى معيّن نموده است . به طور كلى اين بود خصوصيّات اعتقادى و موقعيّت سياسى و اجتماعى قبيله‌هاى قحطانى و يا سبئيه در برابر قبيله‌هاى عدنانى از طرف ديگر سيف بن عمر - طبق همان تعصّب شديد قبيلگى و عداوت با قبايل سبئيه و زندقه‌اى كه داشت - مىخواست مردم را در موضوع خلافت و امامت به شك و ترديد بيندازد و طرفداران عقيده به وصايت و امامت على ( ع ) را - كه معمولًا همان قبايل سبئيه قحطانى بودند - افرادى منحرف و مغرض و در انظار مردم افرادى مرموز و نادان معرّفى كنند و عقيدهء آنها را در اين گونه مسايل و موضوعات خالى از هر گونه اعتبار و ارزش نشان دهد . سيف بدين منظور ، افسانهء عبد الله بن سبأ را ساخت . و او را از صنعاء يمن معرّفى كرد و گفت كه : مؤسّس و سرمنشأ عقيدهء به وصايت على همان عبد الله بن سبأ بوده است نه پيامبر اكرم ( ص ) و سبئيه هم همان گروهى هستند كه در اين عقيده از عبد الله بى سبأ پيروى مىكنند و آن گاه كه سيف اين افسانه را ساخت ، و در فكر مسلمانان آمادگى انحراف و بدبينى ايجاد نمود ، و در افسانهء خويش اكثر بزرگان صحابه را كه شيعهء على بودند از اين گروه تازه تأسيس مذهبى كه خود وى ساخته بود معرّفى كرد ، و افرادى مانند ابوذر و عمّار ياسر ، حجر بن عدى ، صعصة بن صوحان عبدى ، مالك اشتر ، كميل بن زياد ، عدى بن حاتم ، محمّد بن ابو بكر ، محمّد بن ابى حذيفه و افراد سرشناس ديگرى را از اعضاء و سران اين گروه قلمداد نمود . و اگر در دوران خود سيف لفظ « سبئيه » در كوفه مفهوم و معناى اعتقاد به الوهيت و خدايى على را در بر داشت هيچ‌گاه سيف از نقل آن خوددارى نمىنمود و نياز و حاجتى نداشت تا افسانه تازه‌اى بسازد و عقيده سبئىها را در موضوع وصيّت پيامبر نسبت به امير مؤمنان را نيز براى نكوهش افراد مورد نظرش در آن بگنجاند ، زيرا مسأله عقيده به الوهيت على ( ع ) در مقام انتقاد و نكوهش رساتر و كارىتر از مسأله خلافت و وصايت