صورت « نبزبه القاب » نسبت به قبايل سبئيه كه از شيعيان على ( ع ) بودهاند به كار رفته است ، ولى پس از انتشار افسانهء سيف ، اين كلمه ، در انتساب به يك گروه جديد مذهبى كه مؤسّس آن عبد الله بن سباى يهودى باشد معروف گرديد . و بعد اى اين تاريخ ، كمكم استعمال اين كلمه در معناى اصلى و اوّليش كه انتساب به قبايل سبائىها مىباشد ، و همچنين استعمال آن در معناى دومش كه سرزنش و نكوهش مخالفان حكومت وقت بود ، متروك و فراموش گرديد . و به همان معناى مذهبى ساختگى اختصاص يافت تو در آن معنا اشتهار پيدا نمود « 1 » و « سيف » اين حكم را نخست در افسانهء خويش تنها به فرقهاى نامگذارى كرده بود كه به وصايت و خلافت بلافصل على بن ابى طالب قايل بودند ، ولى بعداً در افسانههاى ديگرى كه به نام همين فرقه وگروه خيالى ساخته شده است معناى ديگرى پيدا نموده و در گروهى كه به الوهيت و خدايى على بن ابى طالب ( ع ) معتقد باشند استعمال گرديده است .
مشروح اين سير وتحوّل
سيف بن عمر در اوايل قرن دوم در كوفه زندگى مىكرد و افسانههاى خود را در اين دوران ساخته است و انگيزه او در اين دروغسازى و افسانهبافى دو چيز بوده است :
1 ) تعصّب شديد وى به نفع قبايل عدنانى - كه خود وى نيز به آنها منتسب بود - در برابر قبايل قحطانى يمنى .
2 ) بهم زدن و مشوّش ساختن تاريخ اسلام به انگيزه زندقه و بىدينى و عداوتى كه وى با اسلام داشته است .
توضيح اين كه : ياران و طرفداران على بن ابى طالب ( ع ) و شيعيان او را قبايل قحطانى يمن تشكيل مىدادند ، و اين قبايل هم همان سبئيه مىباشند كه در صف مقابل عدنانىها
هامش
( 1 ) . از اين بررسى چنين برميآيد كه « سبئيه » در سه مرحله و بر سه معنا به كار رفته است : معناى اصلى كه نام قبليلى از يمن بوده معناى سياسى كه در دوران حكومت زياد و ابن زياد و سفاح و آن هم تنها در كوفه پيدا شده است و معناى مذهبى كه نام گروه جديد مذهبى مىباشد كه بعد از انتشار افسانههاى سيف در همين معنى مشهور گرديده است .