تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
شبث گفت : اى پسر متكاء ! « 1 » فروش ماهى نمك سوده را در مزبلهء كوفه كنار گذاشتى و به آشوب‌گران پيوستى ؟ آيا جزا و پاداش كسانى كه تو را آزاد كردند اين بود كه با شمشير عليه آنان قيام كنى و گردن‌شان را بزنى ؟ آن گاه شبث دستور داد كه گردن او را با شمشير خودش بزنيد ، و همان دم او را به قتل رسانيدند . سپس شبث به قيافهء سعد حنفى نگاه كرد و او را شناخت گفت : تو از خاندان حنيفه هستى ؟ پاسخ داد : بلى . واى بر تو هدف تو از پيروى نمودن و پيوستن به اين سبائىها چه بود ؟ واقعاً چه كوته‌فكر و بد رأى بودى تو ؟ آن گاه دستور داد كه او را آزاد كردند . همانطور كه گفتيم ، اين گفتگو به صراحت مىرساند كه تعبير « سبئيه » تنها به حساب متابعت و پيروى نمودن از قبايل « سبائيهء » يمن به كار برده مىشد و از اين تعبير ، بيش از اين معنا و مفهوم استفاده نمىگرديده است زيرا شبث بن ربعى از قبيلهء تميم و از تيرهء يربوع بوده ، و سعر بن ابى سعر از قبيلهء بكر و از تيرهء حنيفة بن لجيم بوده است و هر دو قبيله ، منتسب به عدنان و شاخه‌اى از اين ريشه بوده‌اند . و شبث بن ربعى ، سعر را در عين اين كه از عدنانىهاست به جهت پيروى نمودن از سبئىهاى يمن كه از پيروان مختار بودند سرزنش و نكوهش مىنمايد و آنان را نيز به عنوان نكوهش و بدگويى سبئيه مىنامد . پس از آن كه انقلاب مختار شكست خورد ، دشمنان و مخالفين وى كه از قبيلهء عدنان بودند به حكومت رسيدند و بر مردم تسلّط يافتند . در تمام شهرها و در نقاط مختلف عراق فعاليّت نموده و تسلّط و حكومت خود را استحكام بخشيدند ، ولى در عين حال نتوانستند مخالفين خود را كه از قبايل سبئيه تشكيل مىگرديدند و بيشترشان از شيعيان و محبّان امير مؤمنان بودند ، ريشه كن كنند و اين فكر را از بين ببرند ، بلكه ايشان گاهى به نام سپاه توّابين به رياست سليمان بن صرد خزاعى پيش از مختار شوريدند ، و گاهى هم در زير لواى علويين پس از مختار با مخالفين خود مىجنگيدند .
هامش
( 1 ) . متكاء : يعنى زن شكم بزرگ و زنى كه نتواند بول خود را حفظ كند .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 778 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا