تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
باز مىتوانيم پاسخ اين سؤال را از گفتار طبرى به دست بياوريم كه در تاريخ خود ، آن جا كه حوادث سال 132 ه - را مىنگارد ، مطلبى را مىآورد كه خلاصه‌اش اين است : چون لشكريان ابو مسلم به عراق رسيدند و بر لشكر بنى اميّه غالب و پيروز شدند ، متوجّه كوفه گرديدند ، و با ابو سلمه حفص بن سليمان كه آن روز به « وزير آل محمّد » معروف گرديده بود ، و رهبرى سياسى شورش ايشان رابه عهده داشت بيعت نمودند و ابو سلمه نخست مردم را به سوى ابراهيم بن محمّد برادر بزرگ‌تر سفاح دعوت مىنمود و از مردم براى وى بيعت مىگرفت . و چون ابراهيم ، به وسيلهء مروان كشته شد و خبر مرگش به ابو سلمه رسيد ، خواست كه امر خلافت را از خاندان بنى العبّاس به خاندان على بن ابى طالب برگرداند و براى يكى از افراد اين خاندان ، بيعت گيرد . در صورتى كه ابراهيم بن محمّد كه به دست مروان كشته شد ، به برادر خويش ابو العبّاس سفّاح وصيّت كرده و او را جانشين و خليفهء خود قرار داده بود . لذا ابو العبّاس پس از كشته شدن ابراهيم ، براى گرفتن بيعت با خاندانش به سوى كوفه حركت نمود ، ولى ابو سلمه از ورود آنان به كوفه مانع گرديد و ايشان مجبور شدند كه تحت نظر ابو سلمه در بيرون كوفه اقامت كنند . و چهل روز بدين منوال گذشت و ابو العبّاس با خاندانش در بيرون كوفه محبوس و زندانى گرديد ، و در اين مدّت ابو سلمه وضع او را از سران لشكر كه طبق وصيّت ابراهيم آمادگى بيعت او را داشتند مكتوم داشت و هر وقت يكى از سران لشكر در بارهء ابو العبّاس از ابو سلمه سؤال مىكرد ، در پاسخ او مىگفت : عجله نكنيد ، زيرا هنوز شهر واسط « 1 » فتح نگرديده و در اختيار طرفداران بنى اميه است و بدين بهانه‌ها از روشن كردن وضع ابو العبّاس طفره مىرفت تا اين كه بالاخره سران لشكر به محل ابو العبّاس پى بردند و بدون اطّلاع ابو سلمه به نزد او رفتند . و به عنوان خلافت با وى بيعت نموده و از محلّ زندان بيرون آورده نخست ايشان را به دار الاماره كوفه بردند ، سپس او را به مسجد آوردند و در ميان مسجد طبقات مختلف مردم كوفه نيز با او بيعت نمودند . ابو العبّاس پس از انجام يافتن مراسم بيعت خطبه‌اى را كه قبلًا نقل نموديم ايرا كرد
هامش
( 1 ) . شهر واسط ميانه راه بصره و كوفه بوده و بدين سبب آن را واسط يعنى ميانه ناميدند .