2 ) دوران مختار
در دوران مختار - كه با كمك و پشتيبانى قبايل سبئيه و به فرماندهى ابراهيم بن اشتر همدانى سبائى - بر كوفه تسلّط يافت و عدّهاى از كشندگان حسين بن على ( ع ) را مانند عمر بن سعد قرشى ، و شمر بن ذى الجوشن ضبايى ، و حرملة بن كاهل اسدى ، و منقذ بن مره عبدى و ديگران را كه همگان از قبايل عدنان بودند به قتل رسانيد . و در همين دوران نيز ابراهيم سبائى با عبد الله - پسر همين زياد كه قاتل حجر و مورد سخن و گفتگوى ماست - جنگيد و او را به قتل رسانيد .
مختار و سركردهاش ابراهيم ، هر دو با اين افراد به اين عنوان و دليل مىجنگيدند كه آنان كشندگان فرزند پيامبر بودهاند و با همين سخن ، عليه آنان تبليغ مىنمودند . و مردم را بر ضدّشان تحريك و تحريض مىكردند .
ولى پس از اين دوران ، دوران ديگرى مىرسد كه در اين دوران دشمنان مختار نيز بر ضد او قيام كرده و از راه شمشير و تبليغ و نشر اراجيف با وى مىجنگند و با مطالبى بى اساس ، او را متّهم مىكنند ، و مردم را عليه وى مىشورانند ، و طرفدارانش را از بين مىبرند .
به مختار نسبت مىدهند كه او مدّعى مقام نبوّت و نزول وحى است ! پيروان و ياران او را « سبئيه » مىنامند و مقصود ايشان آن است كه ياران مختار اهل يمن و از قبايل سبأ بودند كه به مختار و روش وى ايمان آورده و دعوت و ادّعاهاى دروغينش را پذيرفتهاند .
طبرى اين جريان را بدين گونه مىآورد :
به هنگامى كه شبث بن ربعى « 1 » با لشكريان او به نام سعر بن ابى سعر حنفى و خليد آزاد شدهء حسان بن يخدج را اسير گرفت . شبث از خليد پرسيد تو كه هستى ؟ گفت من خليد آزاد شدهء حسان بن يخدج ذهلى .
هامش
( 1 ) . آن گاه كه سجاح آن زن تميمى ادعاى نبوت نمود شبث به او گرويد و از ياران وى گرديد و بعضى از مورخين گفتهاند كه شبث مؤذن همان سجاح بوده و بعد از وى به سپاه ابن زياد - كه با حسين بن على ميجنگيدند و او را به قتل رسانيدند - بپيوست . ( جمهرة انساب العرب ، ص 227 ) .