تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
شنيدن جنايت بنى اميه نسبت به حجر و يارانش مرگ را بر زندگى ترجيح مىدهد و از خداوند آرزو و درخواست مرگ مىكند و خداوند هم دعاى او را مستجاب مىفرمايد . و از ان زندگى تلخ و ننگين رهايش مىسازد و خود معاويه نيز در موقع مرگ كه صدايش در گلويش گير كرده و نفسش به شماره افتاده است مىگويد : اى حجر روز من - در قيامت - به سبب تو به درازا مىكشد . همين افرادى كه در راه حق ، و جلوگيرى از ظلم و ستم به مبارزه برخاستند و در اين راه كشته شدند و قتل آنان تمام مسلمانان و دوست و دشمن را متأثّر گرداند « سبئيه » ناميده شده‌اند . و اين اوّ لين بارى است كه در تاريخ اسلام از طرف مقامات رسمى نام « سبئى » در نامهء زياد بن ابيه به معاويه خليفهء مسلمانان نوشته مىشود . و در يك نامهء رسمى ، اين افراد را سبئيه مىنامد و منظور وى از كلمهء سبئيه در اين گفتارش قبايل « سبئيه » از اهل يمن و هم‌پيمانان آنها مىباشد نه اين كه تنها منسوبان به قبايل سبئى باشد . آيا در اين جا چه انگيزه‌اى در كار بوده كه زياد بن ابيه ، اين تعبير را در بارهء آنان به كار برده است ؟ ! و همه آنان را سبئيه ناميده است ؟ در صورتى كه همهء آنان از قبايل سبئيه نبودند . به نظر ما اين عمل زياد بن ابيه از يك عقيدهء روانى و عامل درونى سچشمه گرفته است كه با تحقيق و بررّسى در نسب زياد در فصل آينده اين حقيقت روشن مىگردد .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 767 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا