خلاصهء سرگذشت حجر
يومى منك يا حجر طويل .
اى حجر روز آيندهء من به سبب تو به درازا مىكشد .
معاويه
حجر و يارانش كه داستان آنان در فصول پيش گذشت ، از زهاد و پرهيزكاران امت اسلامى ، و از فضلا و نيكان اصحاب پيامبر و بزرگان تابعان بودند كه در برابر فرماندار خود سر و ستمگرى مانند مغيرة بن شعبه و زياد بن ابيه قد علم كرده و بر لعن كردن اين فرمانداران بر على بن ابى طالب ( ع ) در بالاى منابر علناً اعتراض كردند . و با سهلانگارى ايشان در بارهء نماز و تأخير از وقتش ، مخالفت ورزيده و امر به معروف و نهى از منكر مىكردند ، و به كار خود ادامه دادند تا جايىكه قدرتهاى وقت و حكومتهاى روز با ايشان جنگيدند و آنها را اسير نمودند و عليه آنان پروندهسازى كردند و شهادتنامهء دروغ و ناحق تنظيم و امضا كردند آن گاه به زنجيرشان كشيدند و شهر به شهرشان گرداندند تا به شهر شام راندند و در آن جا در بارهء ايشان حكم صادر كردند كه امام متقيان على ( ع ) را لعن