تأثير عميق كشته شدن حجر در دلها
يا معاويه ! اما خشيت الله فى قتل حجر و اصحابه ؟ !
اى معاويه ! در كشتار حجر و ياران وى از خدا
نترسيدى ؟ !
عايشه
در كتاب استيعاب در شرح حال حجر آمده است كه : چون عايشه از دسيسههاى زياد و پرونده سازىهاى او در بارهء حجر و يارانش با خبر شد ، با عبد الرحمان حارث بن هشام به معاويه چنين پيغام فرستاد :
معاويه ! در بارهء حجر و يارانش از خدا بترس ! از خدا بترس !
عبد الرحمان زمانى به شام رسيد كه حجر و پنج تن از يارانش كشته شده بودند .
عبد الرحمان فرستادهء عايشه به معاويه گفت : معاويه ! در كار حجر و يارانش حلم و بردبارى ابوسفيان را چگونه از دست دادى ؟ چرا آنان را زندانى نكردى تا با مرگ طبيعى خود از دنيا بروند ، و يا با بيمار طاعون و مانند آن . معاويه گفت : آن گاه كه مردانى چون تو از قوم من از من دور شدند ! عبد الرحمن گفت : به خدا سوگند عرب تو را پس از اين تو را صبور نخواهند دانست . معاويه گفت : من چه كنم ؟ زياد در بارهء آنان تشديد كرده و نوشت اگر آنها را وا بگذارم فتنه و فساد دامنگيرى برمىانگيزند ، آشوب و بلواى عظيمى