تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢

تأثير عميق كشته شدن حجر در دلها

يا معاويه ! اما خشيت الله فى قتل حجر و اصحابه ؟ ! اى معاويه ! در كشتار حجر و ياران وى از خدا نترسيدى ؟ ! عايشه در كتاب استيعاب در شرح حال حجر آمده است كه : چون عايشه از دسيسه‌هاى زياد و پرونده سازىهاى او در بارهء حجر و يارانش با خبر شد ، با عبد الرحمان حارث بن هشام به معاويه چنين پيغام فرستاد : معاويه ! در بارهء حجر و يارانش از خدا بترس ! از خدا بترس ! عبد الرحمان زمانى به شام رسيد كه حجر و پنج تن از يارانش كشته شده بودند . عبد الرحمان فرستادهء عايشه به معاويه گفت : معاويه ! در كار حجر و يارانش حلم و بردبارى ابوسفيان را چگونه از دست دادى ؟ چرا آنان را زندانى نكردى تا با مرگ طبيعى خود از دنيا بروند ، و يا با بيمار طاعون و مانند آن . معاويه گفت : آن گاه كه مردانى چون تو از قوم من از من دور شدند ! عبد الرحمن گفت : به خدا سوگند عرب تو را پس از اين تو را صبور نخواهند دانست . معاويه گفت : من چه كنم ؟ زياد در بارهء آنان تشديد كرده و نوشت اگر آنها را وا بگذارم فتنه و فساد دامن‌گيرى برمىانگيزند ، آشوب و بلواى عظيمى
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 762 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا