تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
جسارت حجر سنگين‌تر و كوبنده‌تر گرديد . طبرى گويد : مغيره در پاسخ آنان گفت كه من با سياست و حلم و نرمش خويش ، او را به كشتن رسانيدم ، زيرا به زودى استاندار ديگرى به اين شهر و ديار مىآيد . حجر نيز با وى مانند من رفتار مىكند و پرده‌درى را كه امروز از وى مشاهده نموديد در مقابل آن استاندار نيز از خود نشان مىدهد و او در نخستين بار حجر را دستگير مىنمايد و با فجيع‌ترين شكل به قتلش مىرساند و امّا من : اينك عمرم به پايان رسيده ، و عملم به ضعف و سستى گراييده ، دوست ندارم آغاز خشونت با اهل اين شهر از من سير زند ، و با دست من خون نيكوترين و متديّن‌ترين شخصيت‌هاى اهل كوفه ريخته شود ، و آنان بدين وسيله به فيض و سعادت برسند و شقاوت و بدبختى از اين راه نصيب من گردد و معاويه به رياست و عزّت بيشتر در اين دنيا نائل شود ، و مغيره به ذلّت و بدبختى آخرت مبتلا گردد . به طور كلى روش من فعلًا اين است كه هر كس با من باشد و به من نكويى كند پاداش نيكش را خواهم داد و هركس با من راه مخالفت و دشمنى را در پيش گيرد ، او را عفو خواهم نمود و به حال خود واگذار خواهم نمود . افراد بردبار و حليم و بى سر و صدا را خواهم ستود ، افراد بى عقل و نادان و خورده‌گير را نصيحت و راهنمايى خواهم نمود تا روزى كه مرگ ميان من و آنان جدايى اندازد ، در اين صورت روزى كه مردم كوفه روش‌هاى تند و سخت‌گيرىهاى استانداران بعد از مرا مىبينند ، روش مرا ستوده و از من به نيكى ياد خواهند نمود .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 738 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا