خلاف واقع و مخالف حقايقى است كه از نصوص صحيح و معتبر تاريخ استفاده مىگردد .
سيف در فتح عراق مىگويد : مسلمانا در جنگ « ذات السلاسل » لشكريان ايران را قتل عام نمودند و آنان را به كلّى از بين بردند در صورتى كه اصلًا چنين جنگى واقع نشده است .
سيف جنگهاى ديگرى نيز به نام جنگ « ثنى » ، « مذار » ، « ولجه » ، « اليس » ، « دامغيشيا » نقل مىكند كه هيچ كدام از آنها به وقوع نپيوسته است و اساساً شهرى به نام « امغيشيا » كه سيف مىگويد به وسيلهء سپاه اسلام ويران گرديد در روى زمين وجود نداشته است و همچنين جنگهايى به نام « مقر » « فم فرات بادقل » كه در روايات سيف آمده واقع نگرديده و بيشتر جنگهاى ديگرى كه سيف به نام جنگ با ايرانيان و روميان در كتاب فتوح خود آورده است حقيقت ندارد و همهء اين ها را سيف از پيش خود ساخته و بافته و در اين باره هر چه گفته دروغ و جعلى بوده است مخصوصاً مطالبى كه در بارهء كشته شدن صدها هزار تن از افراد غير عرب در اين جنگها آورده از سرى دروغها و افتراهاى او مىباشد .
نتيجهء اين روايات
به هر حال نتيجهء انتشار روايات سيف اين بوده است كه در ميان مردم به ويژه در ميان دشمنان اسلام معروف و مشهور گردد كه اسلام به وسيلهء خونريزى و به زور نيزه و شمشير پيش رفته است و همين روايات سيف سبب گرديده است كه مستشرقين و اسلام شناسان غرب اسلام را دين شمشير و زور معرّفى كنند ، مثلًا :
1 . گلدزيهر « 1 » به صراحت و قاطعيّت مىگويد :
هامش
( 1 ) . گلدزيهر اسلائيلى است ، در تاريخ 1850 ميلادى در « هنگاريا » چشم به جهان گشوده و دوره تحصيلات خود را در معروفترين مدارس خاورشناسى اروپا گذرانيد ، سپس طبق يك مأموريت سياسى از آن جا به سوريه و از سوريه به فلسطين و مصر رفته پيش اساتيد دانشگاه الازهر زبان عربى را فرا گرفت بعد از آمادگى كامل به مأموريتهاى استشراقى و خاورشناسى خويش پرداخت و در سال 1947 ميلادى درگذشت و خانوادهءوى بعد از مرگش كتابخانهءاو را به كتابخانهءعمومى صهيونيه واقع در شهر قدس فروختند .
كتاب المستشرقون ، نوشتهءنجيب ، چاپ دوم ، طبع دائرة المعارف ، در سال 1947 ، ص 196 ، محمّد بهى مىگويد : گلدزيهر عداوت عميقى نسبت به اسلام داشته و نوشتههاى وى براى اسلام و مسلمانان بسيار خطرناك و ضرربار است . ( الفكر الاسلامى ) چا پنجم ، طبع بيروت ، چاپخانهءدرالفكر ، ص 53 .