نمايندهء تو زياد بن لبيد به اقوام و عشيرهء من ستم نمود و افراد بى گناهى از آنان را به قتل رسانيد من ازاين كار وى برآشفتم و به انتقامجويى برخاستم و با وى به جنگ و مقابله پرداختم و اين پيش آمدى بود كه گذشت ، اينك من حاضرم فديه و پول بدهم هم خود را و هم اين شاهزادگان و اسرايى را كه از يمن آوردهاند نجات بخشم و تا زنده هستم يار و پشتيبان تو باشم و شما خواهرت امّ فروه را به همسرى من درآور كه من مىتوانم بهترين داماد براى تو باشم .
ابو بكر گفت : درخواست تو را پذيرفتم ، آن گاه خواهرش را به همسرى اشعث درآورد و از بذل و بخشش خود نيز او را برخوردار ساخت و از آن تاريخ اشعث در نزد ابو بكر بهترين مقام و بالاترين موقعيت را داشت .
در اين جا جريان جنگ كنده پايان پذيرفت ، اينك به علل و نتايج اين جنگ مىپردازيم :
ارزيابى جنگ كنده
اين بود جنگهايى كه بين قبايل كنده و سپاه ابو بكر واقع شد تمام تاريخنگاران اتّفاق دارند كه همهء اين جنگها بر سر يك شتر واقع گرديد كه صاحبش نسبت به آن شتر علاقهء فراوان داشت و از زياد نمايندهء ابو بكر درخواست نمود به جاى آن شتر ، شتر ديگرى از او بپذيرد ولى زياد نپذيرفت ، آن جوان يكى از رؤساى قبيلهاش را واسطه قرار داد باز هم زياد قبول نكرد تا بالاخره اين جريان كوچك به جنگى بزرگ ، خونين و خانمان برانداز منتهى گرديد .
ولى براى اين كه ايراد و انتقادى به بزرگان صحابه متوجّه نگردد اكثر تاريخنويسان ازشرح و تفصيل و بيان جزئيات اين جريان خوددارى كردهاند جز اعثم كوفى كه تا حدّى به جزئيات آن اشاره نموده است كه ما هم از وى نقل نموديم .
ولى جاى تعجب در اين است كه مورّخان روش ظالمانهء « زياد بن لبيد » را كه در اين جنگ منعكس گرديده است جزء فضايل او به حساب آورده و او را ستودهاند كه وى مردى با اراده و جدّى بود و در گرفتن زكات بس سختگير ، در صورتى كه پيامبر