تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
اعثم مىگويد : زياد پس از شكست دادن « بنوهند » به سوى تيرهء ديگرى از كنده به نام « بنو عاقل » روانه شد بودن اين كه افراد اين قبيله از حمله مسلمانان اطلاع قبلى و آمادگى داشته باشند بر آنان حمله نمود ، سپاهيان « زياد بن لبيد » كه به بنى عاقل نزديك شدند فرياد زن‌هاى قبيله بلند گرديد و مردان به جنگ و مقابله با سپاهيان زياد برخاستند در ميان سپاهيان و مردم قبيله درگيرى شد و پس از مدّت كوتاهى به هزيمت و شكست اهل قبيله منجر گرديد و آنان خانه و زندگى ، زن و فرزند خود را گذاشته و پا به فرار نهادند و همهء اين ها به دست سپاهيان « زياد بن لبيد » افتاد . سپس به سوى قبيلهء « بنى حجر » حركت نمود و به آنان شبيخون زد . افراد « بنى حجر » در آن روز جنگجويان به نام و زبردستى بودند و تيراندازان شمارهء يك قبايل كنده محسوب مىشدند ، ولى چون از حملهء زياد اطلاع قبلى نداشتند و غافل‌گير شده بودند با مختصرجنگ و مقاومت رو به هزيمت و فرار نهادند . سپاهيان زياد دويست تن از مردان آنان را به قتل رسانيدند و پنجاه تن را به اسارت گرفتند و بقيهء افراد قبيله فرار نمودند و هر چه ثروت و دارايى داشتند از كم و زياد به دست مسلمانان و يا به عبارت صحيح‌تر به دست سپاهيان ابو بكر افتاد . زياد بن لبيد پس از جنگ با « بنى حجر » به سوى قبيلهء « بنى حمير » حركت نمود ، در ميان اين قبيله و مسلمانان جنگى به وقوع پيوست كه در آن بيست تن از مسلمانان كشته شدند و مقدار كشته شدگان از اهل قبيله نيز به بيست نفر بالغ گرديد و بالاخره قبيلهء بنى حمير همه مانند ساير قبايل شكست خوردند و پا به فرار گذاشتند و مسلمانان بر زنان و فرزندان آنان نيز تسلّط يافتند . اين جنگ‌ها و خون‌ريزىها كه تحت فرماندهى زياد بن لبيد انجام مىگرفت به گوش اشعث بن قيس رسيد . سخت برآشفت و غمناك گرديد و گفت : « فرزند لبيد اقوام و عشيره و عموزادگان مرا به قتل برساند ، زنان و فرزندان‌شان را به اسارت بگيرد و ثروت‌شان را به تصرّف خويش درآورد ولى من آسوده بنشينم ؟ » .