داستان اسود عنسى
لا يحرف سيف و لا يختلق إلّالاحقيق غاية .
سيف حقيقتى را تحريف نمىكند و يا داستانى را
نمىسازد مگر براى يك هدف فاسد .
مؤلف
اصل داستان به روايت سيف
طبرى در بارهء « اسود عنسى » كه در يمن به دروغ ، ادعاى پيامبرى مىنمود از سيف چند روايت نقل نموده است و ما خلاصه و چكيدهء مجموع آن روايات را در ذيل مىآوريم :
چون اسود عنس ادعاى نبوت كرد و بر يمن مسلط گرديد « شهر بن باذان » پادشاه ايرانى يمن را بكشت ، و همسر او را نيز به همسرى خويش درآورد فرماندهى و سرپرستى ايرانيان مقيم يمن را به « فيروز و آزادبه » ، دو مرد ايرانى نژاد واگذاشت و فرماندهى كل قشون خويش را به قيس بن عبد يغوث واگذاشت . پيامبر اكرم ( ص ) از مدينه به اين سه نفر نامه نوشت و دستور داد با اسود عنسى بجنگند و او را از راه جنگ و يا از راه حيله از بين ببرند و شرّ او را از سر فرزندان ايران كوتاه كنند ، آنان نيز طبق دستور پيامبر