در مرحلهء اوّل تشويش و به هم زدن تاريخ مسلمانان و در مرحلهء دوم وارد كردن اباطيل و خرافات در عقايد اصيل اسلامى و خرافى به بار آوردن مسلمانان بوده است .
متأسفانه سيف در هر دو مقصد به هدف خود رسيده است ، چه آن كه وى هدف خويش را در نقل اين گونه مطالب بىاساس در زير پردهاى از نشر فضايل و مناقب « خليفهء دوم » مخفى داشته است و از اين جا است كه روايات خرافى و دروغين او در كتابهاى تاريخ رواج و انتشار پيدا نموده است ، بدين گونه كه اين روايات را طبرى امام مورخين از خود سيف گرفته و باقى مورخين نيز از او أخذ نموده و در كتابهايشان نقل نمودهاند مانند :
1 و 2 . هر يك از ابن اثير و ابن كثير بعد از حذف داستان كعب از اين روايات همه آنها را از طبرى گرفتهاند .
3 . ابن خلدون نيز خلاصهء اين داستان را با حذف خاتمه سرگذشت ارطبون و پيشگويى وى ، بقيه مطالب را از طبرى اتخاذ نموده و در كتاباش نقل نموده است .
4 . ابن حجر هم در « اصابه » نام قيس را در ليست صحابههاى پيامبر ( ص ) آورده و در شرح حال وى به « فتوح سيف » اعتماد نموده است .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 496
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٤٩٦