داستان شمشير بازان
4 . در نقل اين داستان نيز روايات سيف با گفتار ديگران متناقض است زيرا بنا به روايت سيف مردم بيت المقدس در حالى كه شمشيرهاى خود را تكان مىدادند به سوى عمر آمدند و لشكريان از ترس دست به سلاح بردند عمر گفت نترسيد درخواست امان مىكنند به آنان امان دهيد بعداً معلوم شد كه پيشبينى عمر درست بوده است و آنان واقعاً براى درخواست امان و انعقاد پيمان صلح آمدهاند .
ولى در روايات غير سيف آمده است كه اين شمشير بازان از مردان اذرعات و از كسانى بودهاند كه قبلًا با مسلمانان پيمان صلح بسته بودند و با دسته گلها و بازى كردند با شمشيرها به استقبال عمر شتافتند و اين عمل را براى احترام و تعظيم از عمر كرده نه براى تسليم و امان خواستن .
به طورى كه ملاحظه مىكنيد ، سيف اين جريان را چنين تحريف نموده كه مردمان « اذرعات » را به مردمان بيت المقدس تبديل نموده و آنان را از كسانى قرار داده كه درخواست صلح مىكنند در صورتى كه اين افراد قبلًا با مسلمانان پيمان صلح بسته بودند و مىخواستند با دسته گلها و بازىهاى مخصوص از خليفه استقبال به عمل آورند و با تشريفات خاصى او را به خود بپذيرند و باز در اين داستان سيف چنين ترسيم كرده كه مسلمانان ترسيدند و به سلاح خود دست بردند و عمر هدف آنها را به مسلمانان توضيح داد در صورتى كه جريان درست به عكس اين بوده است و عمر مقصد ايشان را نفهميده و از شمشير بازى و حركات آنان ترسيد و هدف آنان را ابو عبيده براى عمر توضيح داد .
داستان جاروب كردن بيت المقدس
5 . و يكى ديگر از موارد اختلاف روايات سيف با ديگر تاريخنويسان داستان جاروب كردن بيت المقدس است كه بنا به روايت سيف عمر زبالههاى مسجد را در دامن خود جمع كرد و به لشكرياناش هم دستورد داد كه در اين كار از وى پيروى كنند . در اين جا