مطلب را به طور اختصار وارد ساخته است .
4 . داستان ديگرى كه در همين روايات سيف آمده است جريان شمشير بازان و امان خواهان است :
اين داستان هم در روايات غير سيف به صورت ديگرى نقل گرديده است كه با گفتار سيف سازش ندارد .
ابو عبيده در كتاب « الاموال » و بلاذرى در « فتوح البلدان » مىگويند :
عمر كه از شام به سوى بيت المقدّس مىآمد ، ابو عبيده از وى استقبالى به عمل آورد . در آن هنگام گروهى از مردم بومى كه آنان را « مقلسون » « 1 » مىناميدند با شمشيرها و گلها به استقبال عمر آمدند ، عمر كه آنان را ديد صدا زد : آنان را برگردانيد و از اين عمل بازشان بداريد . ابو عبيده گفت : يا امير المؤمنين اين يكى از عادات و رسوم عجم است ( و يا جملهاى شبيه آن ) آن گاه افزود اگر تو آنان را از شمشير بازى جلوگيرى كنى آن را يك نوع پيمانشكنى تصور مىكنند عمر گفت : آنان را به حال خودشان وا بگذاريد كه عمر و فرزندانش در اطاعت ابو عبيده هستند .
5 . همچنين داستانى كه در روايات سيف آمده است جريان رفت و روبكردن و نظافت بيت المقدّس است كه با دست عمر انجام مىگرفت .
اين جريان نيز در كتاب « الاموال » ابو عبيده چنين آمده است :
عمر بن الخطّاب مردم بومى و زيردست فلسطين را بى مزد به جاروب كردن بيت المقدّس گماشت زيرا در بيت المقدّس مزبلهء بس بزرگى وجود داشت .
نتيجهء تطبيق و ارزيابى
از تطبيق و مقايسهء روايات سيف با روايات تاريخ نگاران ديگر چنين برمىآيد كه اين دو سلسله روايات از چند جهت با هم تناقض و اختلاف دارند .
1 . سيف در داستان فتح بيتالمقدس جرياناتى را مىنگارد كه در روايت ديگر
هامش
( 1 ) . ابو عبيده در كتاب اموال مىگويد : مقلسون مردمى بودند كه در برابر امرا و بزرگان بازىهاى مخصوصى انجام مىدادند و اين بازىها يك نوع احترام و تجليل در نزد آنان محسوب مىگرديد .