و در روايت ديگر اين جمله نيز آمده است كه : هان « اى اورشليم » فاروق در ميان سپاه به فرمان من به سوى تو خواهد آمد و انتقام مردمان تو را از روميان خواهد گرفت .
ريزه كارىها و نيرنگها
سيف در روايتهاى خود بشارت انبياء را در بارهء عمر با مهارت عجيبى ساخته ، ريزهكارىهاى دقيق و باريكى در آنها به كار برده است ، تا مسلمانان از هدف فاسد وى آگاه نشوند و تمام روايات دروغين او را در اين مورد ناخود آگاه بپذيرند ، به خرافاتى كه در اين روايتها به كار رفته است بدون توجه معتقد گردند ، ما براى توجه بيشتر به اين محكم كارىها و ريزهكارىها و نيرنگهاى خطرناك سيف ، بار ديگر در داستان بشارت انبياء كه او نقل نموده است بررّسى مىكنيم و مىبينيم كه سيف مىگويد :
1 . ارطبون فرماندهء لشكر روم قبلًا مىدانست كه فاتح بيت المقدّس و شهرهاى ديگر فلسطين مردى است كه نام وى عمر و داراى سه حرف است .
خواننده لابد از اين جريان خواهد فهميد كه ارطبون اين اطلاع را از متخصّصاش به دست آورده بوده و متخصص اين اطلاعات و علوم كيست ؟ جز كسانى كه آن را از پيامبران گرفتهاند كس ديگر نمىتواند باشد پس بنا بر اين سر رشتهء اين پيشبينى و بشارت در بارهء فتوحات عمر به پايان مىرسد .
2 . سيف در تعقيب اين جريان داستان مرد يهودى را پيش مىكشد كه به پيشواز عمر آمده و او را با لقب ارزنده و پرمغز « فاروق » خطاب كرد و به او مژده داد كه فتح كنندهء بيت المقدّس هم اوست و اين مرد يهودى براى اثبات گفتارش به خدا نيز سوگند ياد نمود .
سيف با نقل اين جمله مىخواهد بفهماند كه مرد يهودى چون لقب فاروق را در كتب گذشته پيدا كرده بود ، لذا عمر را با اين لقب صدا كرد و اين مرد اطلاع وسيعى از كتابهاى گذشته داشت لذا عمر در بارهء دجّال از وى پرسش نمود و او نيز از حسب و نسب دجال و از كسانى كه او را به قتل خواهند رسانيد به وى خبر داد و حتّى محلّ قتل او را نيز به طور دقيق معين نمود .