تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
ولى سيف براى محكم كارى داستان اين بشارت را در ضمن چند روايت آورده و هر گوشه‌اى از آن را در يك روايت گنجانيده و هدف فاسد خويش را هم در لابلاى آن مستور ساخته است . آيا پس از اين همه مهارت در افسانه‌سازى و اين همه محكم‌كارى و زمينه‌سازى ، كسى مىتواند در اين شك كند كه همانطور كه پيامبران پيشين از آمدن پيامبرى به نام « احمد » خبر و بشارت داده‌اند از آمدن خليفه‌اى هم به نام « عمر » بشارت داده باشند . آيا كسى پس از آن كه اين جريان را طبرى امام و پيشواى مورّخين در تاريخ خود آورده است ، جرأت دارد آن را تكذيب كند و يا در آن ترديد نمايد .

ارزيابى سند روايات سيف

در سند روايات سيف كه جريان عمرو عاص و ارطبون را بازگو مىكند ، نام « ابو عثمان » آمده است و ابو عثمان هم بنا به گفتهء خود سيف همان يزيد بن اسيد غسانى است كه در تاريخ طبرى و ابن عساكر نام وى در بيش از ده روايت از روايت‌هاى سيف آمده است . و ما اين ابو عثمان را از راويانى مىشناسيم كه وجود خارجى نداشته‌اند و سيف آنها را براى دروغ‌بافى آفريده است تا ايشان را در كارخانهء دروغ سازى خويش بگمارد و به نام آنها دروغ‌هايى بسازد و ما اين سلسله راويان را در كتاب « روات مختلقون » معرفى نموده‌ايم . در سند روايت ديگر سيف كه در آن يكى از پيامبران گذشته و به اورشليم بشارت فاروق را مىدهد يك راوى ناشناس آمده است كه حتى خود سيف هم او را نمىشناسد و مىگويد كسى كه در فتح بيت المقدس حضور داشت چنين نقل مىكند ، ما نمىدانيم منظور سيف از اين راوى بىنام و نشان چه كسى بوده و در نظر وى چه نامى داشته ؟ كه ما در بارهء وى بحث و بررسى كنيم .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 490 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا