سيف مىگويد : در موقع ورود عمر به جابيه ارطبون از بيت المقدّس به مصر فرار نمود و طرفداران وى نيز كه به زير بار صلح نرفته بودند به او پيوستند ، آن گاه كه مسلمانان با مردم مصر صلح كردند ارطبون از آن جا هم به روم فرار نمود و به سپاه روم كه با مسلمانان مىجنگيد پيوست و در ميان آنها ماند و در جنگهاى تابستانى فرمانده لشكر روم مىگرديد و با فرماندهان سپاه اسلام مىجنگيد و در يكى از جنگها با مردى از قبيلهء قيس به نام « ضريس » رو به رو گرديد و با وى جنگ تن به تن نمود كه در اين جنگ ارطبون دست ضريس را قطع كرد و ضريس هم او را به قتل رسانيد . « 1 »
ضريس در آن جا اين اشعار را سرود :
اگر ارطبون دست مرا قطع نمود ، ولى هنوز هم از آن دست به حمد الله سود مىبرم . چه آن كه دو انگشت و كف دست براى من باقى ماند كه مىتوانم با آنها نيزه را به سوى دشمن فرو برم در روزى كه ديگران در بيم و هراسند و اگر ارطبون روم دست مرا قطع كرد در عوض من نيز جسد او را قطعه قطعه در بيابان انداختم . « 2 »
زياد بن حنظله نيز در اين مورد چنين سروده است :
به ياد مىآورم جنگ روم را كه بس طولانى شد در آن سال كه ما با روميان مىجنگيديم به ياد آوردم اين جنگ را روزى كه ما در حجاز بوديم و در ميان ما و روميان يك ماه راه پر زحمت و مشقّتبار فاصله داشت و به ياد دارم روزى را كه ارطبون روم از شهرهاى خود حمايت مىنمود با قهرمانان مسلمان در آن جا مىرزميد . « 3 »
هامش
( 1 ) . سيف در يك روايت ديگر كه طبرى هم آن را در حوادث سال 20 هجرى آورده است ، چنين مىگويد كه ارطبون در فتح مصر در همان حمله اوّل به وسيلهءلشكر عمرو عاص كشته شد و اين دو روايت كه هر دو از سيف مىباشد ، با هم مخالف بوده و يكديگر را تكذيب مىكند و جريان دورغگو حافظه ندارد را ، زنده مىسازد .
( 2 ) .فان يكن ارطبون الروم افسدها * فان فيها به حمد الله منتفها
بنانان و جرموز اقيم به * صدر القناة اذا ما آنسوا فزعا
و ان يكن ارطبون الروم قطعا * فقد تركت بها اوصاله قطعا( 3 ) .تذكرات حرب الروم لما تطاولت * و اذا نحن فى عام كثير نزاوله
و اذا نحن فى ارض الحجاز و بيننا * مسيرة شهر بينهن بلابلد
و اذا ارطبون الروم يحمى بلاده * يحاوله قرم هناك يساجله