1 . دلوث
حمّوى در شرح اين كلمه مىگويد : سيف از مردى از قبيلهء عبد قيس ، به نام صحار نقل مىكند : در ايّام جنگ هرمزان كه در نواحى اهواز روى داد و آن ناحيه در فاصلهء ميان دلوث و دجيل واقع شده است ، به نزد هرم بن حيّان رفتم و زنبيلهايى از خرما برايش بردم ( قدمت على هرم بن حيّان ) الى آخر . . .
و طبرى همين داستان را با سند خود به سيف در حوادث سال 13 تا جملهء ( بجلال من تمر ) نقل مىكند « 1 » و بقيهء آن چه را كه حمّوى پس از اين جمله نقل كرده است ، طبرى نقل نمىكند .
و از اين جا معلوم مىشود كه مدرك حمّوى در نقل حديثهاى سيف تاريخ طبرى نبوده ، بلكه كتاب سيف را در اختيار داشته و از آن نقل مىنموده است .
2 . طاووس
از احاديثى كه حمّوى از سيف نقل كرده است ، ترجمهاى است كه از طاووس كرده ، گويد : « طاووس محلّى است در اطراف فارس ، سيف گفته : كه علاء بن حضرمى سپاهى از راه دريا به آن جا فرستاد و اين كار بدون اجازهء عمر انجام گرفت » .
و ياقوت حمّوى تمام اين داستان را كه طبرى به سند خود از سيف در حوادث سال 17 نقل كرده و علاوه بر آن شعرى هم از خليد بن منذر بر داستان اضافه نموده است كه طبرى آن را نقل نكرده است .
3 ، 4 : جعرانه و نعمان
ياقوت در ترجمهء جعرانه و نعمان كه در حجاز است به استناد گفتهء سيف ، آن دو را نيز جزء سرزمينهاى عراق شمرده است و از سيف در اين جا به خصوص نام برده است .
و به همين منوال ، حمّوى در متجاوز از ده مورد از ترجمهء شهرها و محلهايى كه نام
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 537 .