حجّاج گفت : به خدا قسم ! اين كار اتفّاق نمىافتد مگر در صورتى كه آن اجتماع از مردمى نيكوكار تشكيل شده باشد ، تا آن كه مىگويد اين روز را روز گاوها ناميدند . « 1 »
ارزيابى سند روايت
در سند افسانهء « يوم الأباقر » ، نام عبد الله بن مسلم عكلى و كرب بن ابى كرب عكلى آمده است . از اين دو راوى مانند بسيارى از راويانى كه سيف از ايشان روايت مىكند نام و نشانى در كتابهاى دانشمندان و علم رجال سندشناسى نيافتيم . لذا جا دارد اين دو راوى نيز از آفريدگان خيال سيف به شمار آيند . اين بود سند روايت سيف ، امّا اصل داستان يوم الأباقر ؛ هيچ كس را نديدم كه از اين روز نامى برده باشد ، مگر بلاذرى در فتوح البلدان چنين مىگويد : هرگاه لشكر سعد محتاج به آذوقه مىشدند ، دستهاى از سواران را مأمور مىساختند كه بروند و از قسمت پايين فرات آذوقه به غارت بياورند و نيز عمر از مدينه گاو و گوسفند براىشان مىفرستاد . « 2 » اين است تمام آن چه ديگران در اين باره گفتهاند ، امّا سيف ، پس از اين كه سندى براى روايت خود ساخت و قهرمانى براى افسانهاش به نام عاصم از خود پرداخت ، و افسانه سخن گفتن گاو را با لشكر سعد ترتيب داد ، ترسيد كه مبادا تصديقاش نكنند ، لذا با دروغ دوم آن را محكم ساخت و آن اين كه حجّاج از قضيّه تحقيق نموده جمعى شهادت دادند و باز بر محكم كارى خويش افزود و سوّمين دروغ را ساخت و آن اين كه گفت : آن روز را يوم الاأاقر ناميدند ، اين ها همه به منظور محكم كارى است تا كسى در روايت او شكّى به دل راه ندهد و ما ناچاريم همواره تكرار و تأكيد كنيم كه سيف در سراييدن اين گونه داستانهاى خرافى منحصر به فرد است . اين تكرار و تأكيد را مىكنيم ، تا ماهيّت اين افسانه ساز براى همه روشن گردد .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 12 - 15 : و ان هذا اليوم يوم الاباقر .
( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 265 .