تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
اصبت دماً والله فى غير حله * حراماً و قتل الهرمزان له خطر
ترجمه : هان اى عبيد الله كه از دست عثمان نه راه فرارى دارى و نه پناه‌گاهى ! به خدا سوگند كه خونى به ناحق ريختى و به كار خطرناك كشتن هرمزان دست آلودى . عبيد الله شكايت زياد بن لبيد را پيش عثمان برد و از شعرش گله كرد . عثمان زياد را طلبيد و از اين كار نهىاش كرد ، زياد اين اشعار را دربارهء عثمان گفت :
أبا عمر و عبيد الله رهن * فلا تشكك بقتل الهرمزان فانك ان غفرت الجرم عنه * و اسباب الخطا فرسارهان اتعفو اذ عفوت به غير حق * عما لك بالذى يحكى يدان
ترجمه : اى ابو عمرو ! ترديد نداشته باش كه عبيد الله در گرو كشتن هرمزان است ، چنانچه از تقصير او بگذرى در اين بخشش به خطا رفته‌اى ( چه اين بخشش با خطا ، همانند دو اسب ميدان مسابقه قرين يكديگرند ) اگر اين گناه را ببخشى ، بخششى بىمورد است و تو را چنين حقّى نيست .

ارزيابى روايت سيف از نظر سند

سيف در اين داستان ، براى هرمزان فرزندى به نام قماذبان مىسازد و از خود او نقل مىكند ، ولى غير از سيف كسى براى هرمزان فرزندى به نام قماذبان نقل نكرده است تا راوى روايت بوده باشد كما اين كه عثمان هم در سخنرانى خود مىگويد كه او وارثى ندارد ، پس اگر فرزندى داشت اين سخن از عثمان صادر نمىشد و او وارث هرمزان بود و اين ، نشان مىدهد كه قماذبان اصلًا وجود خارجى نداشته و از راويان و قهرمانان ساختگى سيف مىباشد . آرى در اعتبار اين داستان همان بس كه قماذبان موهوم ، راوى آن باشد .

ارزيابى روايت سيف از نظر متن

روايت سيف در اين مورد ، با روايات تاريخ‌نگاران ديگر از چند جهت متناقض است :
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 272 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا