تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

ارتداد امّ زمل و داستان حوأب

وضع سيف هذه الاسطورة دفاعاً عن عائشه . سيف اين داستان را براى دفاع از عايشه ساخته است . مؤلّف

داستان حوأب به روايت سيف

طبرى داستان حوأب « 1 » را در قسمت ارتداد هوازن چنين آورده است : امّ زمل « 2 » دختر مالك بن حذيفة بن بدر ، در ايام امّ قرفه زمان پيغمبر ( ص ) اسير شده و به عنوان سهم عايشه از غنايم به او داده شد و عايشه وى را آزاد كرد ، ولى او همچنان ملازم عايشه بود تا به خانواده و عشيرة خود بازگشت . روزى رسول خدا ( ص ) بر ايشان وارد شد و فرمود : يكى از شماها سگ‌هاى حوأب را به صدا در خواهد آورد « 3 » و اين كار از سلمى سر زد ، هنگامى كه پس از وفات رسول خدا ( ص ) به خون‌خواهى فاميل خود كه در زمان پيغمبر ( ص ) كشته شده بودند ، برخاست و در ميان ظفر و حوأب گردش مىكرد تا از آن قبيله‌ها به دور خود لشكرى جمع كند . چون اين خبر به خالد رسيد . . . به جانب آن زى كه لشكرى دورش جمع شده بود
هامش
( 1 ) . حوأب منزل‌گاهى در راه بصره است . ( 2 ) . لسان الميزان ، ج 3 ، ص 922 . ( 3 ) . ان احدكن تستنبج كلاب حوأب .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 219 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا