تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
و در طبرى از ابن ابى بكر نقل مىكند : از جمله كسانى كه به مسلمانى مالك گواهى دادند ابو قتاده بود و با خداى خود عهد كرد كه به سركردگى خالد در جبههء جنگى حاضر نشود . « 1 » و در تاريخ يعقوبى است كه عمر بن خطّاب به ابو بكر گفت : اى جانشين رسول خدا ! به راستى كه خالد مرد مسلمانى را كشته و در همان روز با همسر او هم‌بستر شده است ؟ ابو بكر به خالد نامه‌اى نوشت و خالد را به نزد خود طلبيد . خالد گفت : اى جانشين رسول خدا ( ص ) ! من در كشتن مالك به نظر خود تأويلى نمودم و در آن به صواب رفته و خطا نيز كرده‌ام . و نيز يعقوبى گويد : متمّم بن نويره « 2 » كه از شعراء آن عصر بود ، در عزاى برادرش شعرهاى بسيارى سرود و نوحه‌سرايىها كرد و در مدينه به نزد ابو بكر رفته در آمد و نماز صبح را پشت سر وى به جاى آورد ، چون ابو بكر از نماز فارغ شد متمّم از جا برخاسته ، به كمان خود تكيه داد و اين اشعار را سرود :
نعم القتيل اذا الرياح تناوحت * خلف البيوت قتلت يابن الازور أدعوته بالله ثم غدرته * لو هو دعاك بذمة لم يغدر
ترجمه : اى فرزند ازور ! هنگامى كه نسيم‌ها بر ديوار خانه‌ها مىورزيد ، چه نيكو مردى را كشتى ، به نام خدا او را خواندى و امان‌اش دادى ، سپس خائنانه او را كشتى . در صورتى كه اگر مالك به تو عهدى مىسپرد ، به عهد خود وفادار بود و مكر و حيله به كار نمىبرد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . فلحق ابو قتادة بابى بك فاخبره الخبر و حلف انلا يسير تحت لواء خالد لانه قتل مالكاً مسلّماً . ( 2 ) . كنيه‌اش ابو ادهم يا ابو نهيك يا ابو ابراهيم فرزند نويره است نسب‌اش را در شرح حال برادرش گفتيم ، او خود و برادرش اسلام آوردند و در مرثيهء برادرش مالك اشعار زيبايى سروده است . الاصابه ، ج 2 ، ص 340 ؛ و الاستيعاب ، ج 2 ، ص 488 . ( 3 ) .شبان‌گه بوسه‌هاى عاشقانه * نسيم بر در و ديوار مىزد صبا زلف عروسان چمن را * زشبنم مشكى از تاتار مىزد به بزم عضق‌بازى عارض گل * زشادى طعبه بر گلنار مىزد غزال خوش‌نگه شير زيان را * به تير غمزه در پيكار مىزد به پاى گلبنى ، افسرده مرغى * نشسته ناله‌هاى زار مىزد فلك با گل‌عذار من چه كردى ؟ * وفا بر عهد خود آخر نكردى تو عهد خود شكستى اى جفاكار * گل من بود با خارش وفادار( مترجم )
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 195 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا