به همان دين از دنيا رفت . « 1 »
و ديگرى عبد الله بن خطل بود ، وى در حالى كه پردهء كعبه را به دست گرفته بود كشته شد . « 2 » اين بود معنى ارتداد در زمان پيغمبر ( ص ) ، و اينان بودند كسانى كه از نظر اسلام مرتد شناخته شده بودند ، حال بايد ديد ارتداد در دوران ابا بكر چه معنى داشته است و چه كسانى را مرتد دانستهاند .
ارتداد در دوران ابوبكر
خبر جانسوز رحلت رسول خدا ( ص ) به سرعت در تمام جزيرة العرب منتشر گرديد ، در آن روز عربهاى ساكن جزيره بر دو دسته تقسيم مىشدند :
1 . آنان كه اسلام قبول كرده بودند .
2 . آنان كه هنوز در دين قبلى خود باقى بودند .
عدّهاى كه هنوز اسلام نياورده بودند ، طبعاً با از دنيا رفتن پيغمبر اسلام قوّت و قدرت بيشترى به دست آوردند و علناً شروع به مبارزه و معارضه نمودند .
و امّا مسلمانان ، همگى در حال انتظار ، چشمها را به سوى مدينه دوخته بودند و از هر رهگذرى جوياى خبرهاى تازهاى بودند كه خبر رسيد پايتخت اسلامى در اثر فقدان پيغمبر عزيز ، مانند ديگ بر سر آتش در جوش و خروش است . گزارش بيعت ابو بكر مرتّب به آنان مىرسيد و طبعاً حوادث آن روز دامنهاش وسيعتر از اين بود كه اكنون پس از صدها سال به ما رسيده است .
خبر مىرسيد كه اصحاب رسول خدا ( ص ) برسر بيعت گريبان يكديگر را گرفته و به جان هم افتادهاند ؟ و از طرفى مىشنيدند كه بنى هاشم ( خاندان پيغمبر ( ص ) ) به صور دست جمعى از بيعت سر باز زدهاند ؟ ! و سعد رئيس خزرج نيز از بيعت خوددارى نموده است و . . .
هامش
( 1 ) . الاصابه ، ج 1 ، ص 11 - 12 .
( 2 ) . الاصابه ، ج 1 ، ص 11 - 12 .