نيست چرا ابو سفيان در جواب على نگفت اگر ابو بكر ، سزاوار اين مقام است چراخود بيعت نمىكنى ؟ ! « 1 » نه ، مسلّماً على نفرموده كه ما او را شايستهء اين كار ديديم ، بلكه فرموده است : اگر چهل نفر مرد با اراده مرا يارى مىكردند ، به مبارزه برمىخاستم . « 2 » در اين سخن كنايه به ابو سفيان است ، يعنى كه تو از آن گونه مردان كه من مىجويم نمىباشى .
على ( ع ) خود در نامهاى به معاويه مىنويسد ، از پشتيبانى ابو سفيان چنين ياد مىكند : پدرت حق مرا بهتر از تو مىشناخت و اگر تو به همانقدر كه پدرت شناخت حق مرا مىشناختى ، از رشد فكرى و عقلى خود برخوردار مىبودى . « 3 » ابو سفيان چون از على ( ع ) مأيوس شد و از طرفى هم حكومت وقت هم از مبارزهء او بيمناك بود ، لذا عمر نزديك ابو بكر رفت و گفت : اين مردك كه آمده از شرّش ايمن نتوان بود ، رسول خدا ( ص ) هم هميشه ، به هيمن منظور دل او را در دست داشت . حال ، آن چه از صدقه و بيت المال در دست اوست به او واگذار تا ساكت شود .
ابو بكر نيز چنين كرد . ابو سفيان راضى شد و با ابو بكر بيعت كرد ! « 4 » از روايت طبرى چنين برمىآيد كه ابو سفيان تا ابلاغ فرماندهى لشكرى را كه به سوى سوريّه مىرفت به نام پسر خود يزيد بن ابى سفيان نگرفت ، با ابو بكر بيعت نكرد . « 5 » و اين ها نشان مىدهد كه ابو سفيان تا چه اندازه در حمايت خود از على ( ع ) به جنبههاى دينى و الهى توجّه داشته ، و تا چه اندازه تحت تأثير منافع دنيوى و مادّى بوده است .
هامش
( 1 ) . به فصل گذشته « موقف على از بيعت با ابو بكر » ، ص 108 مراجعه شود .
( 2 ) . به آخر فصل « موقف على » ، ص 114 مراجعه شود به نامهء معاويه كه براى على فرستاده است .
( 3 ) . به كتاب صفّين نصر بن مزاحم صفحهء 49 و العقد ، ج 3 ، ص 13 و شرح ابن ابى الحديد در شرح نهج ، ج 2 ، ص 221 ، در شرح غزوهء مؤته مراجعه شود .
( 4 ) . العقد الفريد ، ج 3 ، ص 62 .
( 5 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 449 .