تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
ابو بكر . بنابراين ، قيام ابو سفيان به ويژه هرگاه عبّاس عموى پيغمبر ( ص ) نيز با او هم‌دست و هم‌صدا مىشد ، چنان اثرى داشت كه تمام آن توطئه‌ها را از ميان برمىكند و در آن روز مبارزه با آن دسته‌بندىها كه همه از تعصّب قبيله‌اى سرچشمه مىگرفت ، جز با تعصّب قبيله‌اى ميسّر نبود . حوادث تاريخ آن روز همه بر محور عصبيّت دور مىزد ، تنها على با اين طرز پيشرفت مخالف بود و به همين جهت ظاهراً شكست خورد ! اصولًا پس از وفات رسول خدا ( ص ) تعصّب خانوادگى به تمام معنى خودنمايى مىكرد ، گرد آمدن انصار در سقيفه ، و ميل به بيعت با سعد فقط بر پايهء تعصّب بود ، و گرنه خود مىدانستند كه ميان مهاجرين افرادى هستند كه به مراتب فاضل‌تر و پرهيزكارتر از سعد مىباشند . همچنين بيعت اوس با ابو بكر ، جز تعصّب قبيلگى پايه و اساس ديگر نداشت ، ايشان خواستند بدين وسيله ، نگذارند رياست به دست طايفهء خزرج بيفتد ، چه ، بين دو قبيلهء اوس و خزرج در جاهليّت ، همواره جنگ‌هاى خونين برپا بوده است . از سخنرانى عمر در سقيفه ، پيداست كه دستهء او نيز تا چه اندازه در كار بيعت با ابو بكر تحت تأثير احساسات قبيله‌اى و تعصّب قرار گرفته بودند و تا چه اندازه از اين احساسات به سود دستهء خود بهره‌بردارى كردند . ابو سفيان نيز تحت تأثير همين احساسات قرار گرفته بود و در استفاده از اين نيرو به نفع على ( ع ) ، دست كمى از رقيبان خود نداشت . او هم مانند ديگران در چنگال تعصّب گرفتار بود . تنها على بود كه افق فكرش بالاتر و والاتر از اين بود كه زمام امر را با نيروى تعصّب به دست گيرد ، خصوصاً آن كه خود وى سال‌ها دوش به دوش پيغمبر اسلام ( ص ) در نابود ساختن تعصّب‌هاى خانوادگى و نژادى مبارزه‌هاى دامنه‌دارى كرده بود « 1 » اگر على ( ع ) مطالبهء حق حاكميّت را براى خود مىكرد ، براى اين بود كه حكومتى برقرار سازد كه
هامش
( 1 ) . بهترين شاهد هنگامى است كه زمام كار به دست على ( ع ) افتاد و بهترين نمودنه‌اش مساواتى است كه على ( ع ) بين موالى و عرب قائل شد . كارهاى او در اين بابت ، تاريخ حكومت اسلام را روشن ساخته است .