نداد ، ولى عمر آن را به دل گرفت . « 1 » آن گاه نزد على ( ع ) آمد و گفت بيا با تو بيعت كنم به خدا قسم كه ميان مردم كسى براى جانشينى پيغمبر ( ص ) از تو سزاوارتر نيست ، « 2 » ولى وقتى بنى هاشم با ابو بكر بيعت كردند خالد نيز بيعت كرد « 3 » چون كار بيعت تمام شد ، هنگامى كه ابو بكر لشكر اسلام را به جانب شام روانه مىكرد ، اوّل كسى كه ابلاغ فرماندهى يك چهارم آن لشكر به نام او صادر شد ، خالد بن سعيد بود . ولى عمر مخالف بود و مىگفت : كسى را فرمانده مىكنى كه آن چه كرد و گفت آن چه گفت ؟ و به مخالفت خود همچنان ادامه داد و آرام ننشست تا بالاخره خالد را از آن پست بر كنار كرد و ابلاغ فرماندهى را به نام يزيد بن ابى سفيان صادر شد « 4 » خالد كه از عزل خود باكى نداشت و در بند پست و مقام نبود با لشكر اسلام به طرف شام حركت كرد و در 28 جمادى الاوّلى به سال سيزدهم هجرى ، در آن جنگ به شهادت رسيد .
11 . سعد بن عبادهء انصارى
وى رئيس قبيلهء خزرج بود . در بيعت عقبه حاضر بود و در همهء غزوات رسول خدا ( ص ) حضور داشت ، مورّخان دربارهء اين كه در غزوهء بدر حاضر بود يا نه اختلاف نظر دارند .
سعد مردى باگذشت و با سخاوت بود . در روز فتح مكّه پرچمدار انصار بود ، ولى چون شعار داد كه « امروز روز جنگ است ، روزى است كه زنان به اسيرى درآيند و مقصودش زنان قريش بوده » ، پيغمبر ( ص ) پرچم را از او گرفت و به فرزندش قيس داد . « 5 »
هامش
( 1 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 586 ؛ و تهذيب ابن عساكر ، ج 5 ، ص 48 ؛ و رجوع شود به انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 588 .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 105 .
( 3 ) . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 92 ؛ و تفصيل اين جريان را ابو بكر جوعرى در سقيفه آورده است . رجوع شود به ابن ابى الحديد ، در شرح النهج ، ج 1 ، ص 135 .
( 4 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 586 ؛ و تهذيب ابن عساكر ، ج 2 ، ص 32 ؛ و اصابه ، ج 2 ، ص 27 .
( 5 ) . رجوع شود به ترجمهاش در استيعاب ، ج 2 ، ص 32 ؛ و اصابه ، ج 2 ، ص 27 .