تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
ابو بكر سپس برترى انصار را بيان كرد و به سخنان خويش چنين ادامه داد : از مهاجرين - كه افتخار سبقت در اسلام را دارند - بگذريم كسى مقام و منزلت شما را در نزد ما ندارد پس با اين حساب ما اميرانيم و شما وزيران . حباب بن منذر از جاى خود برخاست و گفت : اى جماعت انصار ! زمام كار را محكم به دست گيريد تا ديگران ريزه‌خوار شما باشند و زير سايهء شما قرار گيرند و هرگز كسى را جرأت مخالفت با شما نباشد . مبادا ميان خود اختلاف اندازيد كه دشمنان از موقعيّت استفاده نموده ؛ رأى شما را فاسد كنند كه در نتيجه شكست شما قطعى خواهد بود . اينان جز اين كه شنيديد نخواهند كرد . ما براى خود اميرى برمىگزينيم و آنان هم اميرى انتخاب كنند . عمر گفت : هرگز دو پادشاه در اقليمى نگنجند . به خدا سوگند ! عرب هرگز راضى نخواهد شد كه شما بر آنان حكومت كنيد ، در حالى كه پيغمبرشان از غير شماست ، ولى براى عرب مانعى ندارد كه حكومت را كسانى به دست گيرند كه پيغمبر ( ص ) نيز از آنان بوده است . ما براى اين ادّعا ، دليلى روشن و مدركى آشكار در دست داريم . بر ميراث پادشاهى محمّد ( ص ) و حكومت وى با ما كه ستيزه مىكند ؟ در صورتى كه ما ياران و طايفهء اوييم « 1 » مگر كسى كه در راه باطل قدم بگذارد و يا خود را به گناه آلوده سازد و يا خويشتن را به گرداب هلاكت افكنده باشد . حباب بن منذر مجدداً از جاى برخاست و چنين گفت : اى گروه انصار دست نگهداريد و به گفتار اين مرد و ياران‌اش گوش فرا ندهيد كه حق شما را غصب خواهند كرد و بهرهء شما از اين كار را از بين خواهند برد پس اگر چنانچه با پيشنهاد شما مخالفت كردند آنان را از اين شهر تبعيد كنيد و زمام حكومت را به دست گيريد . به خدا سزاوارترين كسان براى اين كار شماييد ، اينان همان افرادى هستند كه هرگز حاضر نبودند سر اطاعت در مقابل
هامش
( 1 ) . چون على ( ع ) از اين استدلال مستحضر گرديد ، فرمود : « به درخت - نبوّت - استدلال نمودند ، ولى ميوهء همان درخت را فراموش كردند ! ! » ( احتجوا بالشجرة و اضاعوا الثمرة ) مهاجرين به استدلال بر اين كه از قريش هستند و فاميل پيغمبر ( ص ) خلافت را حق خود مىدانستند نه حق انصار كه فاميل پيغمبر ( ص ) نبودند ، على بن ابى طالب ( ع ) مىفرمايد : شما چون از عشيرهء پيغمبر ( ص ) هستيد مىگوييد خلافت از آن ماست ، پس چرا خويشان پيغمبر ( ص ) را كه ميوهء اين درختند فراموش كرديد و حق‌شان را ضايع نموديد ! ؟