ياران نخستين رسول خداييم و قبيله و دوستان اوييم و علّتى ندارد كه پس از وى در اين كار با ما ستيزه كنيد ، چه بايد كرد ؟
عدّهاى گفتند : اگر چنين اعتراضى شد در جواب مىگوييم اميرى از ما و اميرى از شما انتخاب خواهيم كرد .
سعد بن عباده گفت : اين خود اوّلين شكست است . « 1 »
سوّمين كانديد و يا كانديد پيروز
خبر اجتماع سقيفه و گفتگوهاى انصار به ابو بكر و عمر رسيد ، آن دو به اتفاق ابو عبيدهء جراح ، با شتاب هرچه تمامتر روانهء سقيفه شدند .
اسيد بن حضير « 2 » ، عويم بن ساعده و عاصم بن عدى از طايفهء بنى عجلان انصار « 3 » و مغيرة بن شعبه و عبد الرّحمن بن عوف نيز به آنها پيوستند .
اين دسته مخصوصاً در آن روز براى بيعت با ابو بكر فعاليّت زيادى نموده ، خدمات شايانى انجام دادند ، لذا هر دو خليفه - ابو بكر و عمر - هميشه خدمات اينان را در نظر مىگرفتند و ملاحظهء آنها را مىنمودند .
ابو بكر هيچ يك از انصار را بر اسيد بن حضير مقدّم نمىداشت و عمر او را برادر خويش مىخواند ، پس از مرگاش حقشناسى خود را نسبت به او نشان داد .
عويم چون وفات كرد عمر بر سر خاكاش نشست و گفت : هيچ كس از مردم روى زمين نمىتواند بگويد كه من از صاحب اين قبر بهتر مىباشم !
ابو عبيده را بر لشكرى كه به جنگ امپراطورى روم شرقى مىرفت امير نمود . عمر هنگامى كه مىخواست براى خود خليفه و جانشين معين كند افسوس مىخورد چرا
هامش
( 1 ) . رجوع شود به طبرى ضمن حوادث سال 11 هجرى ، ج 2 ، ص 45 و ابن اثير در تاريخ ، ج 2 ، ص 222 و الامامة و السياسة ابن قتيبه ، ج 1 ، ص 5 و جوهرى در سقيفه بنابه روايت ابن ابى الحديد در ج 6 در شرح خطبهء و من كلام له فى معنى الانصار .
( 2 ) . رجوع شود به سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 335 .
( 3 ) . رجوع شود به سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 339 ( و در موفقيّات زبير بن به كار به جاى عاصم ، برادرش معن بن عدى را ضبط كرده است ) ، رجوع شود به شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، شرح خطبهء و من كلام له فى معنى الانصار .