تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
اين گفتار آشكار مىسازد كينه در سينهء آنان تا چه اندازه شعله‌ور بود و اقرار و يادآورى پيغمبر ( ص ) ( در غدير و جاهاى ديگر ) نه تنها آن آتش را خاموش نكرد ، بلكه بيش از پيش آن را برافروخت . بنا بر اين ، على ( ع ) به كار خويش از عمويش عبّاس بيناتر و نظرش عميق‌تر بود . گذشته از اين ، على ( ع ) هرگز حاضر نبود در خانه‌اش بيعت محرمانه و سرّى گرفته شود و مردم را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد ، همچنان كه پس از كشته شدن عثمان ، تن بدين گونه بيعت نداده . « 1 » صرف نظر از همهء اين ها ، مگر براى على ( ع ) كه برگزيده ترين كسان نزد پيغمبر ( ص ) بود ، با آن همه سوابق فداكارى و عشق نسبت به رسول خدا ( ص ) سزاوار بود كه جنازهء رسول خدا ( ص ) را مانند ديگران بدون غسل واگذارد و به دنبال گرفتن بيعت از اين و آن باشد ؟ ! ! هرگز از وجدان پاك ، دل پرمهر و عاطفه و عشق على ( ع ) ، چنين انتظارى نبايد داشت .

دومين كانديداى خلافت

طايفهء انصار ، در سقيفه بنىساعده گرد آمدند و گفتند : ما زمام اين كار را پس از محمّد به دست سعد بن عباده مىسپاريم و سعد را با اين كه بيمار بود به سقيفه بردند . . . سعد خدا را ستايش كرد و سپاس گفت و پيش‌آهنگى انصار را در دين و برترى آنان را در اسلام يادآور شد و احترامى كه پيغمبر ( ص ) و اصحاب‌اش به آنان داشتند و جهادى را كه با دشمنان پيغمبر ( ص ) نمودند ، تا آن جا كه كار عرب راست شد و اين كه رسول خدا ( ص ) خشنود از آنان دنيا را ترك گفت بيان كرد . سپس گفت : چارهء كار را شما بايد بينديشيد ، نه ديگران . همگى يك زبان در جواب گفتند : با نظر تو موافقيم و گفتار تو درست است و ما از رأى تو هرگز نمىگذريم زمام اين امر را به دست تو خواهيم سپرد ، سپس گفتگوهايى به ميان آمد و مذاكراتى صورت گرفت . در پايان مذاكرات پرسيدند : هرگاه مهاجرين قريش زير بار نرفتند و اظهار كردند كه ما مهاجرين و
هامش
( 1 ) . الن ابى الحديد در شرح النهج ، ج 9 .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 109 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا