تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
عدّه‌اى ديگر از مهاجرين نيز به آنها پيوستند . ديگر كسى جز خويشان و نزديكان پيامبر ( ص ) براى تجهيز جنازه‌اش باقى نمانده بودند ؛ و فقط آنان بودند كه غسل و تكفين وى را به عهده گرفتند . « 1 » ابو ذؤيب هذلى « 2 » كه در آن روز وارد مدينه شد ، گويد : « هنگامى كه به مدينه رسيدم شهر را پر ضجّه و هياهو ، مانند ضجّه و گريهء مردم ، زمانى كه احرام حج مىبندند يافتم . پرسيدم : چه خبر است ؟ پاسخ دادند پيغمبر خدا ( ص ) وفات نموده است . به مسجد شتافتم ؛ ولى آن را خالى ديدم . آن گاه به سوى خانهء پيغمبر ( ص ) شتافتم ، ولى در را بسته ديديم . شنيدم صحابه جنازهء پيغمبر ( ص ) را ميان خانواده‌اش تنها گذاشته‌اند . پرسيدم : مردم كجا هستند ؟ پاسخ دادند : در سقيفهء بنى ساعده نزد انصار شتافته‌اند » . « 3 » آرى ، براى انجام دادن غسل و دفن رسول خدا ( ص ) به جز خاندان پيغمبر ( ص ) كسى نمانده بود . آنان عبارت بودند از : عبّاس بن عبدالمطلب عموى پيغمبر ( ص ) ، على بن ابى طالب ( ع ) ، فضل بن عبّاس ، قثم بن عبّاس ، اسامةبن حارثه و غلام‌اش صالح . على ( ع ) بدن پيغمبر ( ص ) را در حالى كه پيراهن در بر داشت به سينهء خود گرفت . عبّاس ، فضل و قثم در پشت‌رو نمودن بدن به على ( ع ) يارى مىنمودند . اسامه و صالح دو نفرى آب مىريختند و على ( ع ) بدن پيغمبر ( ص ) را غسل مىداد . اوس بن خولى انصارى نيز نزد آنان آمد ، ولى كارى انجام نمىداد .
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 104 - 105 ، با تفصيل در مسند ابن عباس نقل كرده و ابن كثير در ج 5 ، ص 260 و صفوة الصفوة ، ج 1 ، ص 85 و تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 189 و طبرى ، ج 2 ، ص 451 و ابن شحنه در حاشيه كامل صفحه 100 به طور مختصر و ابو الفداء ، ج 1 ، ص 152 و اسد الغابه ، ج 1 ، ص 34 با مختصر اختلافى در الفاظش و العقد الفريد ، ج 3 ، ص 61 ، تاريخ الذهبى ، ج 1 ، ص 321 و طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 2 ، ص 70 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 94 و البدء و التاريخ ، ج 5 ، ص 68 و ابن اثير و التنبيه و الاشراف مسعودى صفحهء 244 و نهاية الارب ، ج 8 ، ص 389 - 391 . همهء اين مورّخان تصريح كرده‌اند كه فقط اهل بيت پيغمبر ( ص ) به كار تجهيز رسول خدا ( ص ) پرداختند و آنچه در متن نقل كرديم عبارت آن از مسند ابن حنبل است . ( 2 ) . ابو ذؤيب در باديه بود و چون شنيد پيغمبر ( ص ) بيمار گشته است به مدينه آمد . شرح حال وى خواهد آمد . ( 3 ) . گفتار ابو ذؤيب در بارهء سقيفه از شرح حال‌اش در كتاب استيعاب ، ج 2 ، ص 646 و اسد الغابه ، ج 5 ، ص 188 نقل نموديم و در اصابه ، ج 4 ، ص 388 ايجاز مخلى ذكر شده است .