رسول خدا ( ص ) تا راه سعادت و نجات را براى مردم روشن و هموار نساخت از دنيا نرفت » . « 1 » ولى عمر آن قدر مىگفت كه لبانش را كف فرا گرفت . . . « 2 » پس از اين سالم بن عبيد « 3 » به منظور آگاه ساختن ابو بكر به سنح روانه شد « 4 » و خبر فوت رسول خدا ( ص ) را به او رسانيد . « 5 » ابو بكر به مدينه آمد و ديد عمر به پا ايستاده ، مردم را تهديد مىكند « 6 » و مىگويد : « رسول خدا ( ص ) زنده است و نمرده ! او بيرون خواهد آمد تا دست آنان را كه اين گونه سخنان را دربارهء او مىگويند و او را مرده مىپندارند ببرد و گردنشان را بزند و آنان را به چوبهء دار بياويزد » . « 7 » عمر چون ديد ابو بكر مىآيد ناگهان آرام گرفت و در جاى خود نشست . « 8 » ابو بكر خداى را ستايش نموده و گفت : « آنان كه خدا را مىپرستند ، آگاه باشند كه محمّد ( ص ) از دنيا رفته است . س اين آيه را تلاوت كرد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ . . .
« 9 » ( همان آيهاى كه پيش از او ابن امّ مكتوم بر عمر خواند ) عمر پرسيد : اين كه خواندى آيهء قرآن است ؟ !
ابو بكر گفت : آرى » . « 10 » عمر رأى خود را دربارهء مرگ رسول خدا ( ص ) ، نه با سخنان مغيره و نه با تلاوت
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ق 2 ، ص 53 نقل كرده ، و در كنز العمال ، ج 4 ، ص 53 ، جديث شمارهء 1090 و در حاشية الحلبيه ، ج 3 ، ص 390 از طبرانى به طور اختصار در تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 185 و در ص 192 به طور اختصار .
( 2 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ق 2 ، ص 53 و كنز العمال ، ج 4 ، ص 53 و تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 185 و السيرة الحلبيه ، ج 3 ، ص 392 .
( 3 ) . سالم از صحابه و اهل صفّهء مسجد پيغمبر ( ص ) بود .
( 4 ) . بعضى گفتهاند : عايشه كسى را فرستاد و ابو بكر را از فوت رسول خدا ( ص ) باخبر ساخت .
( 5 ) . تاريخ ابن كثير ، ج 5 ، 244 و در حاشية الحلبيه نوشتهء زينى دحلان ، ج 3 ، ص 30 - 391 .
( 6 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 443 و ابن كثير ، ج 5 ، ص 319 و ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 60 .
( 7 ) . تشكيك در مرگ رسول خدا ( ص ) در روز وفاتش بايد از مختصات خليفه عمر بن خطّاب شمرده شود ، زيرا مورّخان جز او از هيچ كس نامى نبردهاند كه در وفات پيغمبر ( ص ) تشكيك كرده باشد .
( 8 ) . كنز العمال ، ج 4 ، ص 53 ، حديث شمارهء 1092 .
( 9 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ق 2 ، ص 54 و تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 444 و تاريخ ابن كثير ، ج 5 ، ص 219 و سيره حلبيه ، ج 3 ، ص 392 .
( 10 ) . پرسش عمر اين كه اين كتاب خداست و جواب ابو بكر از طبقات ابن سعد نقل شده است .