( 1 ) راوى گويد : سويد بن عمر بن ابى المطاع « 1 » كه مردى شريف و كثير الصلاة بود به پيش تاخت ، و چون شيرى از بند جسته ستيزيد و بر بلاياى نازله شكيبايى را به نهايت برد ، و بر اثر كثرت جراحات وارده كه توان جنبش را از وى گرفته بود بين كشتگان افتاد تا وقتى شنيد كه مىگويند : حسين كشته شد ، سويد حركتى به خود داد از موزهاش كاردى درآورده و با دشمن جنگيد تا به درجهء فائزهء شهادت نائل آمد ، رضوان اللَّه عليه .
گويد : اصحاب حسين عليه السّلام در پيش رويش به جنگ پرداخته و چنان بودند كه شاعر گفت :
قوم اذا نودوا لدفع ملمة * و الخيل بين مدعّس و مكردس
گروهى كه اگر فرا خوانده شوند براى دفع بلا بر اسبهاى نشان دار و رديف شده باشند
لبسوا القلوب على الدّروع و أقبلوا * يتهافتون على ذهاب الأنفس
دلها را بر روى زرهها پوشيدهاند و در تسليم جان بر يك ديگر پيشتازند
[ كسب اجازه على اكبر عليه السلام براى مبارزه ]
چون همهء اصحاب به شهادت رسيده و جز اهل بيت امام به جاى نماندند ، علىّ بن الحسين عليه السّلام - كه از همهء مردم زيباروىتر و از نظر اخلاق از همه نيكوتر بود - از پدرش كسب اجازت كرد و امام وى را رخصت داد .
امام نظر نوميدانهاى به فرزند افكند و چشمان مباركش فرو هشت و بگريست .
سپس فرمود :
( اللّهم اشهد ، فقد برز إليهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا
هامش
( 1 ) - نام سويد بن عمرو بن أبى المطاع خثعمى در اكثر منابع آمده است . او مردى شريف و كثير الصلاة بوده ، و يكى از دو نفر است كه با حسين عليه السّلام تا آخر بپاييد ، و بعد از شهادت امام شهيد شد ، پس او آخر شهيد است كه هانى بن ثبيت وى را كشت ، خثعم بن انمار بن اراش از قحطانيه است .
رجال الشيخ ، 74 ، المناقب 4 / 102 ، كه در آن عمرو بن ابى المطاع جعفى آمده است . بحار 25 / 24 ، تسمية من قتل مع الحسين : 154 كه در آن سويد بن عمرو بن المطاع آمده است ، أنصار الحسين : 91 - 92 .