شمشيرها و نيزهها را به جان به چهره و گردن مىخريد ، ( 1 ) و ندا در مىداد : اى مردم ! من بر شما از آنچه بر احزاب گذشت يا آنچه بر قوم نوح ، عاد و ثمود و ديگران آمد مىترسم ، و خداوندا هرگز ارادهء ستم بر بندگان ندارد ، مردم ، من بر شما مىترسم مثل آنچه در روز رستخيز آيد ، روزى كه پشت كنيد و بگريزيد و براى شما نگاهبان و نگهدارى نباشد ، مردم حسين را مكشيد كه در چنگال عذاب خدا گرفتار آييد و به تحقيق آن كه افترا بندد زياد كند .
بعد رو به حسين عليه السّلام كرد و عرض نمود : آيا به سوى پروردگارم نروم و به ياران نپيوندم ؟
حسين عليه السّلام فرمود : « برو به سوى آنچه كه برايت از دنيا و ما فيها بهتر است ، برو به جانب ملكى كه فنا ناپذير است » .
او پيش تاخته ، و چون جنگ آوران جنگى سخت نموده بر ناگواريها شكيب ورزيد تا به شهادت رسيد ، رضوان اللَّه عليه .
[ نماز ظهر عاشورا ]
در اين وقت گاه نماز ظهر شد ، حسين عليه السّلام فرمان داد تا زهير بن قين و سعيد بن عبد اللَّه حنفى پيش رويش ايستاده تا با ماندهء اصحاب نماز خوف بگزارد . هر تير كه به سوى حسين عليه السّلام گشاده گشت سعيد بن عبد اللَّه بن جان مىخريد و همواره خود را وقايهء جان امام مىنمود و قدمى واپس ننهاد تا به زمين افتاده مىگفت : خداوندا بر اينان لعنتى چون لعن عاد و ثمود فرو فرست ، خداوندا ! پيامبرت را از من سلام برسان و وى را ابلاغ فرما كه ما چه رنجها كه از جراحات وارده ديديم ، چه من پاداش خود را در يارى ذريّهء پيامبرت از تو مىخواهم ، و آن گاه به شهادت رسيد ، رضوان اللَّه عليه ، در بدنش سيزده تير جز ضرب شمشير و زخم نيزهها ديده مىشد .